باسمه تعالی
سه شنبه : 19 اردیبهشت
موضوع جلسه: وادی ششم
استادجلسه : ناصر دوستی
خلاصه سخنان استاد : در این وادی به یکی از اساسی ترین و اصلی ترین مولفه های صور پنهان انسان یعنی عقل میرسیم . عقل مهمترین و سرنوشت ساز ترین مسائلی است که آغاز و پایان مشخصی ندارد . ما بایستی در تمام مسیر تکاملی خود به فرمان آن برسیم . عقل جزئ صور پنهان میباشد و قابل رویت و لمس نیست . هر چقدر که ما در مسیر مستقیم و درست باشیم حسهای ما هم به درستی کار میکنند و اطلاعات صحیح تری را به مغز میرسانند و از طرفی دیگر اگر که اینگونه نباشد و حسهای ما آلوده باشند اطلاعات صادره از سمت آنها درست نبوده و در نهایت عقل ما با در دست داشتن اطلاعات غلط فرمان را صادر میکند .
عقل در این مواقع قدرت تشخیص پایینتری خواهد داشت . انسان در تاریکی ، انسانیست که در مرحله نفس اماره قرار دارد . او در این مرحله نمیتواند به درستی تصمیم بگیرد و چیزها را تشخیص دهد . در این مرحله خواسته های نفس خواسته هایی غیر معقول میباشد. مغز ما هم حکم مترجم را بازی میکند . عقل چیست ؟ مسافر حسن : ریشه لغوی کلمه عقل از کلمه عقال است ، در فرهنگ عربی . عقال خود حلقه فلزی میباشد که مردم عرب برای هدایت شترهایشان آن را در پره بین سوراخهای بینی شتر قرار می دادند . عقل هیچ وقت فرمان نادرست صادر نمیکند. عقل جزئ صور پنهان میباشد. در یک صورت عقل فرمانی را که صادر میکند درست نمیباشد آن هم موقعی است که اطلاعات دریافتی از حسها غلط باشد .
در وادی ششم از عقلی صحبت میشود که به او اطلاعات غلطی نرسیده و او میتواند فرمان درستی صادر کند. مثلا فرمان عقل در این مرحله برای یک سفر اولی این است که مسافر یا رهجو به موقع شربت خود را میل کند . کاملا اجرا کردن فرمان عقل مهم است و هدف ما در وادی ششم این است ما کاملا به فرمان عقل برسیم و آن هم در صورتی امکان پذیر است که ما به مرحله نفس مطمئنه برسیم .ما در این مرحله به فرمانهای الهی میرسیم و این فرمانها هیچ وقت نادرست و غلط نمیباشند .
سخنان آقای علی ضیایی راهنمای لژیون :
عقل جزئ صور پنهان است .چون که نه قابل رویت است ونه قابل لمس . صور آشکار را میتوان با معیارهایی اندازه گیری کرد ولی عقل را نمیتوانیم که بگوییم چه رنگی است و یا چه جنسی دارد و یا اصلا کجاست . ما اطلاعات حافظه خود را از آرشیو ذهن خود میگیریم . اطلاعات حلقه های دیگر زندگی ما هم در آرشیو قرار دارد. ولی ما به آنها دست رسی نداریم و یا اصولا اجازه ای به برداشت آنها نداریم . این نفس ما میباشد که خواسته دارد . در اصل نفس است که تعیین موجودیت میکند چه در ظاهر و چه در پنهان . خواسته های ما دسته بندی میشود وبه دو صورت است یا معقول میباشد یا غیر معقول . پس از مرگ این نفس ماست که از ما تحویل میگیرند . هیچ کار بدی توسط عقل انجام نمیگیرد مگر این که به آن کار لباس خوبی پوشانده باشند. و این خواسته نامعقول در لباس معقول عقل را فریب دهد. مثلا خوردن غذا در زمان مناسب و به اندازه مناسب فرمان عقل است . ولی خوردن غذای نامناسب در زمان نامناسب خواسته نفس ماست . که به صورت وسوسه به سراغ ما می آیند.
یا مثال دیگر این که در شرع و قانون و عقل همه گفته اند که همسر تو مقرری شماست و شما میتوانی با این فرد تمام نیازهای عاطفی و جنسی خود را فراهم کنی ولی اگر پا فراتر از آن بگذاریم این میشود وسوسه و یا خواسته نا معقول نفس ما .
اینگونه افراد مستعد گرفتن بیماریها و یا گرفتاریهای بد هستند . نفس همیشه توسط ابزارهایی که در دست دارد عقل را فریب میدهد . وسوسه یکی از این ابزارهاست . باید دانایی باشد تا عقل به درستی کار کند . همه فریب خوردنهای ما ،از نا آگاهی های ماست . همیشه نفس یک چیز میگوید و عقل چیزه دیگر. کسانی که میدانند کاری بد است ولی آن را انجام میدهند آنها مستوجب بدترین عذابها هستند . مثلا میدانند سیگار کشیدن خوب نیست ولی باز آن را مصرف میکنند .
در آخر ما سعی کنیم از آگاهی دیگران استفاده کنیم و همچنین از تجارب افراد مجرب هم بهره ببریم . "والسلام علی من اتبع الهدی "



