.

.

درباره من
كنگره 60 به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .
*****************
هدف از ایجاد این وبلاگ ، انعکاس فعالیتهای  لژیون آقای علی ضیائی از کمک راهنمایان کنگره 60 ( نمایندگی شمس تبریزی ) این نمایندگی در غرب تهران و در محله کن بلوار الغدیر واقع شده .
alizia 57@yahoo.com
( ایمیل مشاوره )
نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت: 12:42

 

سی دی "که چی"

 

اگر می خواھیم اعتیاد را درمان کنیم اگر می خواھیم ازدواج کنیم، برای چه می خواھیم ازدواج کنیم؟ 

 

در حقیقت می توان گفت که این پرسش "که چی" مثل ترازو می ماند. تا زمانی پاسخ متقاعد کننده ای به "که چی" ھایمان ندھیم نمی توانیم ھیچ فعلی را انجام دھیم گاھی اوقات ھیچ جواب قانع کننده ای به "که چی"هایمان ندھیم، نمی توانیم ھیچ بی خیال دم غنیمت است و غیره مھم ترین مسئله ای که در موضوع "که چی" مطرح است ذھن ما است چون ذھن از اھمیت بالایی برخوردار است و ھر کاری که ما انجام دھیم اول در ذھنمان ساخته و سپس اجرا می شود ما معتقدیم که خداوند دارای قدرت مطلق است یعنی ھرچیزی چه در دنیای درون و ھر چه در دنیای بیرون فرمان شد صادر کنند تبدیل می شود.

 

انسان نیز دارای چنین خاصیتی است اما در درون خودش. ما نیز در درون خودمان. حالا برای پاسخ به "که چی" هایمان باید در نظر داشتھ باشیم که 3 نفر ھستیم. ما تنھا نیستیم کھ بھ این جواب بدھیم مشاور دیگر نیزداریم که یکی ما را به سمت نیکی ھا دعوت و ھدایت می کند و دیگری به سمت بدی ھا.

 

هر کاری که می خواھیم انجام دھیم در ذھنمان کلنجار می رویم می گوییم دو نفر مدام در ذھنمان صحبت می کنند یکی از خوبی ھا آن و دیگری از بدی ھا.

 

حال انتخاب ما کھ بھ حرف کدام یک از این دو مشاور گوش دهیم و تشخیص دھیم که کدام یک راست می گوید و کدام یک دروغ، بستگی به دانایی و معرفت ما دارد.

 

یعنی به میزان اطلاعات و سواد ما که از طریق آموزش به دست می آید. به اضافه تفکر و تجربیات ما در واقع ھمان مثلث دانایی است.

 

ما اگر دانایی و معرفت نداشتھ باشیم نمی توانیم تشخیص دھیم که حرف کدام یک از مشاور ما درست است و کدام کار را باید انجام دھیم پس در معرفت است کھ می توانیم به عمل سالم برسیم.

 

انسانھایی که بدی می کنند به این خاطر است که معرفت و دانایی ندارند. اگر دانایی داشته باشند امکان ندارد بدی کنند.

 

به ھمین خاطر ما در کنگره روی جسم، روان و جھان بینی کار می کنیم. جھان بینی یعنی اینکه روی دانش و آکاھی مان کار کنیم. با دانایی معرفتمان را بالا ببریم. اگر معرفتمان را بالا بردیم میتوانیم

 

حریف اعتیاد بشویم چرا که اعتیاد بسیار نیرومند است. نه تنھا اعتیاد بلکه تمام ضد ارزشھا قوی ونیرومند ھستند و جذابیت دارند. ضد ارزشھا زشت نیستند. شیطان به زیباترین شکل وارد افکار و اندیشه انسان می شود.

 

کشیدن تریاک در اول بسیار جذاب است. در ادامه درد و بیرون روی دارد. اگر از ابتدا حالخرابی داشت کسی جذب نمی شد بنابراین ھر ضد ارزشی در ابتدا به هر صورتی زیبا و جذابخودنمایی می کند و این کار در ذھن انجام می شود توسط ھمان دو مشاوری که ھمواره با ما ھستند. 

 

این دو مشاور در مورد ھر مسئله ای در ذھن ما تصویرسازی انجام می دھند. ھر چه که دانش ما کمتر باشد

 

زودتر گول می خوریم. انسان گول نمی خورد مگر اینکه اطلاعات غلط داشتھ باشد.

 

 

 

تهیه و ارسال: مسافر امیر 

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت: 22:23
با حرکت راه نمایان می شود...

 

استاد لژیون : مسافر مهدی

 

این وادی از آن وادی هایی است که ما از روز اول حرکت کردیم و راه ذره ذره نمایان شد. روز اول که کنگره شروع به کار کرد، همه چیز مشخص نبود، وقتی جلو رفتیم ذره ذره به همه آنها رسیدیم.

وادی هشتم بعد از وادی هفتم می آید. وادی هفتم می گوید: رمز و راز کشف حقیقت دو چیز است: یکی پیدا کردن راه و دوم آنچه برداشت می نماید.

درست است که می گوئیم با حرکت راه نمایان می شود، ولی بعد از وادی هفتم. بدون راه شما نمی توانید حرکت کنید. بطور مثال شما در تهران قرار دارید و می خواهید به بوشهر بروید، بایستی از یک راه بروید. پس وقتی می گوئیم با حرکت راه نمایان می شود، اول بایستی مطالعات را انجام دهیم که راه پیدا شود، وقتی راه پیدا شد و مطمئن شدیم سپس حرکت می کنیم. دیگر نیازی نیست که جزئیات را قبل از حرکت در نظر بگیریم.

در زندگی هم همینطور است، تا زمانی که ما حرکت نکنیم، راه نمایان نمی شود.

دو صد گفته ، چو نیم کردار نیست. در خیلی کارها که راه تا حدودی مشخص شد، باید حرکت کرد.

مثلاً در خانه هستید و می خواهید کاری را انجام دهید، بایستی با چند نفر تماس بگیرید و حرکت کنید. برای هر کاری باید حرکت کنید. پس با حرکت راه نمایان می شود، به شرط این است که راه را پیدا کنیم.

در مسئله قفل گفتم که هر قفلی یک کلیدی دارد. هر کاری که می خواهیم انجام دهیم بایستی برنامه ریزی کنیم، هرکاری می خواهیم انجام دهیم بایستی فکر کنیم. حتی کارهای کوچک.

می خواهیم به مسافرت برویم، قبلش باید فکر کنیم، با پلیس راه تماس بگیریم که جاده چه وضعیتی دارد، سپس حرکت کنیم.

بعضی وقت ها که می خواهیم حرکت کنیم، اگر راه درست نباشد، ما ضربه می خوریم و خسته می شویم.

وقتی راه درمان اعتیاد مشخص نباشد و راههای غلط را برویم، مرتب با مشکلات عدیده ای مواجه می شویم و قوت و توانمان ذره ذره از بین می رود.

شخصی نزد من می آید و می گوید چندین روش ترک را انجام داده ام و قرص های ماهواره ای مصرف کرده ام و برای هر دوره چندصدهزار تومان هزینه پرداخت کرده ام. حالا در این قرص ها دیفنوکسیلات، متادون و ... وجود دارد و می گویند با مجوز رسمی از وزارت بهداشت، در صورتی که وزارت بهداشت روحش هم خبردار نیست. این قرص ها را هم در جاده های بهشت زهرا، کرج و همه جای تهران درست می کنند، شما فکر می کنید که در آمریکا درست می کنند؟

 

این قرص ها دو رقم است، گیاهی و شیمیائی ، وقتی گیاهی می شود، داخل آن فلفل و زردچوبه هم می ریزند که شما چیزی متوجه نشوید.

 

طرف قبلاً یک بست تریاک می کشیده و یا یک حب تریاک می خورده، الآن مصرف قرص پیدا کرده و دیگر حتی حواسش هم جمع نیست، دائماً در چرت قرار میگیرد.

پس حرکت ما یک مثلث می شود. اول اینکه هدف ما باید مشخص باشد.

 برای هر حرکتی هدف بایستی مشخص باشد. ما چه کجا می خواهیم برویم؟ چه رشته ای می خواهیم برویم؟ دفترچه کنکور می آید، چه رشته هائی می خواهید بروید؟ طرف رشته های متعددی می نویسد و هدفش مشخص نیست. باید هدف کاملاً مشخص باشد. یعنی باید طرف بگوید من می خواهم بروم رشته روانشناسی، معماری و ... در حرکت هدف بایستی مشخص باشد که به هدف نگاه کنیم.

نکته بعد، زمانی که می خواهیم به هدف برسیم، باید مشخص باشد. ماهواره ها که قرص ترک اعتیاد می دهند، می گویند : یک دوره . شخص خوب نمی شود، مجدداً می گویند: یک دوره دیگر تکرار کن و این دوره ها شاید تا 5 سال طول بکشد.

دوم ، بایستی راه مشخص باشد. اگر راه و هدف مشخص باشد، مسئله بعدی آنچه برداشت می نماید. مثلاً هدف من رفتن به اصفهان است برای بازرگانی و تجارت، حرکت می کنم حالا چقدر از راه را من رفتم و باید بروم.

پس در حرکت سه چیز بایستی مشخص شود:

 

1ـ هدف

2ـ راه

3ـ آنچه برداشت می نمائیم.

پس موقع حرکت کردن لازم نیست تمام جزئیات مسیر برایمان مشخص باشد. نکات عمده و مسائل کلیدی مشخص باشد و بقیه در راه پیدا می شود.

حرکت ما در کنگره هم همینطور بود. با یک حرکت کوچک از یک نقطه شروع کردیم، ذره ذره گسترش پیدا کرد تا رسیدیم به اینجا...

 

گر مرد رهی،میان خون باید رفت      از پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای در ره بنه و هیچ مگوی          خود راه بگویدت که چون باید رفت

 

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت: 14:49

 

 

 

 

دستور قطع مصرف مسافر ناصر دوستی رهجوی آقای علی ضیایی

توسط جناب مهندس دژاکام در پارک طالقانی

 

************

معشوق به سامان شد

تاباد چنین بادا

کفرش همه ایمان شد

تا باد چنین بادا

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت: 13:20

ین جلسه هفتمین جلسه از دور سیزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه هم‌سفران و مسافران شعبه شمس روزهای پنج‌شنبه مورخ 21/02/1395 به استادی آقای محمد موسوی و نگهبانی آقای وحید شایسته و دبیری آقای بهرام با دستور جلسه وادی نهم و تأثیر آن بر روی من همچنین برگزاری تولد هفتمین سال رهایی کمک راهنمای شعبه شمس جناب آقای علی ضیائی رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا ابراز خوشحالی می‌کنم بابت محل نمایندگی جدید و میلاد نیمه شعبان را تبریک می‌گویم در مورد دستور جلسه می‌توانم بگویم این وادی‌ها سوای اینکه در کنگره در سفر اول و دوم مورداستفاده قرار می‌گیرد در زندگی هم با آن سروکار داریم. چون این وادی‌ها قوانین الهی هست در کائنات جاری و ساری هستند حالا چه بپذیریم و چه نپذیریم چه بخواهیم و چه نخواهیم اگر این قوانین را یاد بگیریم و بپذیریم و رعایت کنیم مطمنا در تمام مراحل زندگی و هم در طول سفر اول و هم در طول سفر دوم راهگشای ما هست برای حرکت در مسیری که انتخاب کردیم با ورود به این وادی ما به قول آقای مهندس هشت‌تا وادی را باید بگذرانیم تا وارد وادی نهم شویم وادی هشتم می‌گوید با حرکت راه نمایان می‌شود و وقتی از وادی هشتم عبور می‌کنیم مختصات وادی نهم را به ما می‌دهند و در رابطه با نقطه تحمل را دوستانی که وارد مقوله شدند در ابتدا در مورد مصرف بوده که در ابتدابه‌ساکن با مقدار کم جواب نمی‌داد و نقطه تحمل ما نسبت به مواد افزایش پیدا می‌کرد و مطمئنا همه دوستان از کم شروع کردند تا به مراحل بالا رسیدند ولی وقتی می‌خواهیم و تصمیم داریم که مواد را بگذاریم کنار باید به‌صورت تدریجی و پله‌پله کم کنیم دقیقاً به خاطر همین نقطه تحمل است که ما نقطه تحمل مصرف نکردند مواد را بلد نیستیم و یا نبودیم یا علمی یا نمی‌خواستیم قبول کنیم که پله‌پله رفتیم حالا با پله‌پله کم کنیم مثل ساختمان ده طبقه رفتیم بالا حالا باید همین راه و مسیر آرام برگردیم

در وادی اشاره‌شده که باید از سختی‌ها و دردها و رنج‌ها بگذریم و یک سری از مسائل بگذریم تا به نقطه تحمل برسیم مثل یک ورزشکار که تمرین‌های را به‌مرور انجام می‌دهد تا به تواناهایی برسد و در وادی هم عنوان‌شده یکی تکرار و یکی طول زمان را باید برای نقطه تحمل رعایت کرد.

 

در مورد تولد علی عزیز باید بگویم امروز هفتمین سال تولد رهایی‌اش هست به خودش خانواده‌اش، هم‌سفرانش و کمک راهنمای هم‌سفرش به ره‌جوهایش به بچه‌های این شعبه در رأس به آقای مهندس تبریک می‌گویم. هشت سال پیش علی عزیز به شعبه انقلاب آمد و وارد کنگره شد و با تخریب زیادی داشت و توفیق نصیب من شد و به علت اینکه نمی‌توانست راه بره به‌محض وارد شدن به شعبه چون لژیون من دم درب ورودی بود به لژیون من آمد و از و کار شو شروع کرد علی عزیز از روز اول که کار شو شروع کرد فوق‌العاده فعال بود و از همه مهم‌تر خواست بسیار قوی داشت شاید ناامید بود ولی درون او ناامیدی کورسوی امید داشت که او را وادار به حرکت کرد به‌هرحال کسی خواسته‌ای داشته باشد و تلاش بکند و حرکت بکند خدا هم به‌هرحال راه را به او نشان می‌دهد و من خیلی خوشحالم که علی راه کنگره را پیدا کرد و خیلی خوب حرکت کرد و با توجه به تخریب بالای که داشت و واقعاً حال بدی داشت دستش بادکرده بود و همه تعجب کرده بودند و جای تزریق در بدنش مانده بود دیگر جای باقی نمو. نده بوده بود که تزریق بکند و حالش خیلی بد بود ولی با تمام مشکلات و سختی خاصی که داشت همتش خیلی قوی بود و یکی از چیزهای که علی باعث شد این مسیر را خوب طی کند گوش‌به‌فرمان بود هیچ‌وقت خودفرمانی خوددرمانی نکرد حتی کوچک‌ترین کار را هم با من مشورت می‌کرد و جزو پایلوت اول شربت اوتی بود و خیلی خوب سفر کرد و نکته مهم این بود که بعد از سفر اول کنگره را رها نکرد؛ و ایستاد و ادامه داد چون عاشق خدمت بود؛ و در کنار خدمت اول آموزش دید بعد خدمت کرد در تیم فوتبال کنگره به‌عنوان دروازه‌بان فیکس بود که جا دارد از آقای ربیعی تشکر کنم دبیر شد نگهبان شد و کمک راهنما شد و همین‌جور آمد جلو و خیلی شعبه عوض کرد و امیدوارم که همیشه در این مسیر موفق باشد باز تبریک میگویم و به راهنمای هم‌سفرش تبریک میگم و در همه زمینه‌ها فعال بود و کارش را خوب شروع کرد تو سایت فعال بود و درجاهای کنگره ثمره خوب و خیری داشت و این‌ها باعث شد به خودش کمک کند و تمام زحمت و خدماتش باعث می‌شود که الآن که لژیون دارد موفق عمل کنه و پرتلاش به راهش ادامه بدهد.

 

آرزوی مسافر علی ضیائی:

آرزو می‌کنیم تمام سفر اولی‌ها ثابت‌قدم باشند و یک روزی این جایگاه را تجربه کنند

خلاصه سخنان آقای ضیائی:

قبل از هر چیز از تک‌تک شما عزیزان برای حضور شما در این تولد تشکر می‌کنم از مشارکت‌ها انرژی گرفتم و از همه ممنون هستم به‌خصوص خانم رشوند که در شادی ما سهیم بودند و جا دارد از ایجنت محترم و مرزبان عزیز در برپایی این جشن که زحمت فراوانی کشیده‌اند تشکر ویژه‌ای داشته باشم، امیدوارم محمود سلیمانی مرزبان تازه درگذشته روحش هم در آرامش باشد و یکی از بهترین ره‌جوهای من بود.

هشت سال پیش با برنامه شروع خوب با کنگره آشنا شدم و در کمال ناباوری و ترس و نگرانی شروع کردم و شرایط وحشتناکی داشتم، زیرا بیست سال اعتیاد داشتم، زمانی که وارد تزریق هروئین شدم دنیایم عوض شد، انگار که وارد طبقه دیگری از اعتیاد شدم و در این طبقه همه حقارت‌ها و همه سختی‌ها و همه نگاه‌های اطرافیان در این طبقه طور دیگری بود و بسیار ناراحت‌کننده، درودیوار شهادت می‌دادند که هیچ راه نجاتی برای من نیست و شما باید این راه را ادامه دهی تا پای مرگ و خیلی از دوستان هم مصرف‌های من از دست رفتند، بدون اینکه درمان شوند و من خودم را هم دور نمی‌دیدم از این جریان (مرگ)، رمز موفقیت در کنگره فقط یک‌چیز است، باور داشتن و تلاش کردن، چون‌که تلاش می‌تواند باعث این شود یک ره‌جو از موانع عبور کند

زندگی من کاملاً متلاشی‌شده بود و ساختار کلی زندگی از بین رفته بود، کارم را ازدست‌داده بودم، جایگاه اجتماعی و خانوادگی‌ام را ازدست‌داده بودم و صبح تا شب مشغول مصرف مواد مخدر بود، اذیت زیاد می کردم. به قول معروف؛ اگر از آموزگار نیاموختی از روزگار می آموزی از روزگار درس خیلی درناکی گرفتم و با تخریب بالا دوبتره مصرف را ادامه دادم، همیشه در تفکر این بودم که بدن به گور سپرده خواهد شد و خودم از بین ببرمش، در حین مصرف مواد داروهای زیادی مصرف می کردم و این قصه عین نارنجک همه جا را داغون می کرد و دردناک تر از همه مادر و پدرم بود که خیلی این مسئله آن ها را ناراحت می نمود، در همین حال پدر و مادرم بودند که شرایطم را درک می کردند. نورچیزک و تمجیزک را وقتی استفاده می کردم دیگر رگی در بدن نداشتم و از بین رفت هبودند و هیچ چیز من را به خودم و حالت اولیه بر نمی گرداند.

 

در اواخر مصرف حتی در آیینه هم نمی توانستم نگاه کنم تا با خودم روبرو شوم و از ترس خماری دست و صورتم را نمی شستم، به کنگره وارد شدم و روزهای اول خیلی ناباورانه بود و چند ماه اول جانی تازه گرفتم ،‌اما خیلی هم خماری کشیدم و هر چه پیش می رفتم شرایطم بدتر می شد، ولی تلاش کردم و خواست داشتم و باور در وجود من شکل گرفته بود راهنمایم آقای موسوی به بنده بسیار کمک نمودند، در بحث ورزش جا دارد از آقای علی جلالی هم تشکر کنم، از همسرم ممنون هستم که در مسیرم قرار گرفت و به جایگاه کمک راهنمایی رسیدم و لژیون داری را تجربه کردم و تازه فهمیدم عشق و محبت یعنی چه؟ و اندازه واقعی اش چقدر می باشد. بت تک تک اعضا لژیون عاشقی کردم و از اعضای خانواده ام بیشتر دوستان داشتم ،‌بازهم از همسرم خیلی تشکر می کنم که به من همواره در زندگی و کنگره کمک می کند و صبورانه من را تحمل می کند و مشاور خوبی برای من است،‌از راهنمای مادر و همسرم که نقش تعیین کننده ای برای شکل گیری این زندگی بود تشکر ویژه ای را دارم و همینطور پسر عزیزم زاوش که یک سال اخیر به زندگی من و مادرش پا گذاشت.

 

امیدوارم همگی عزیزان این شعبه موفق باشند و پیوند محبت روز به روز بیشتر از قبل و حس های خوب و رهایی خوبی داشته باشیم.

خلاصه سخنان همسفر آقای ضیائی سرکار خانم آمنه ضیائی:

با سلام خدمت شما عزیزان ،‌خیلی برایم سخت است که درس عشق را مرور کنم، در کنار تک تک اعضا و همکاران رشد کردم و خیلی سخت از که صحبت کنم در ابتدا از راهنمایم سرکار خانم فریده رشوند که خیلی برای من زحمت کشید تشکر می کنم ایشان ناجی قلب من بود، چونکه دو مسافر داشتم با تخریب های زیاد و همسرم هم اضافه شد و تمام فشارها بر دوش خانم فریده بود و ایشان به بنده کمک زیادی می نمودند و می دانند که چقدر دوستشان دارم.

فکر نمی کنم موضوع و مسئله ای درسفر اول علی باشد که من ندانم و واقعا آقای موسوی خیلی زحمت برای علی کشیده اند، چون علی ضیائی جزوه معجزه های کنگره بوده و هست واینکه تولدهای قبلی مخاطب ها عام بودند ولی الان مخاطب خاص دارند و درد ره جوهای خودم و ره جوهای آقای ضیائی را درک می کنم،‌ فقط می توانم بگویم؛ زمان خیلی زود می گذرد و جایی که الان هستیم نمی دانیم در آینده چه می شود و لحظه های خیلی خوب و قشنگی درانتظارتان می باشد، فقط یک لحظه را بدون عشق سپری نکنید و از همه ممنون هستم که در این جشن شرکت نمودید، امیدوارم همیشه سر بلند و لحظه هایتان سرشار از عشق و آرامش باشد.

خلاصه سخنان کمک راهنمای همسفر سرکار خانم فریده رشوند:

خوش حالم از اینکه در جمع شما هستم، تولد هفت سالگی آقای علی ضیائی را به راهنمای گرانقدر ایشان آقای موسوی به همسر محترم، مادر گرامی ایشانو فرزند شان و تک تک اعضای شعبه شمس تبریک می گویم، جای شکر و سپاس دارد که درشعب کنگره هم تعداد اعضا و هم تعداد کمک راهنما ها زیاد شده است و آن چیزی که باعث شد من را در کنگره نگه دارد و آن خط ر دنبال کنم تا به اینجا برسم همان حرکن ما آقای ضیائی و همسرشان دنبال کردند واین جای خوشحالی است.

آرزو دارم ره جوهایم از من موفق تر عمل کنند از ابتدا خانم آمنه فردی موفق و آگاه بودند و همواره گوش به فرمان و همه نکات را یاداشت برداری می کردند وبا تمام وجود همه چیز را فرا می گرفتند و تمکام هدف ما این است که به حال خوش برسیم.

 

موضوع: رهائیها تولدها
برچسب‌ها: رهایی , تولد
نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت: 22:4
 

 

در روزگاری که نزدیکترین ارتباطات انسانها نیز بر اساس شرایط و منافع آنهاست ،وجود یک مرد با تفکری خاص و با هدف کمک به همنوع و همدرد خویش ،ساختاری بنا نهاد ، بر پایه محبت و عشق خالص و بی دریغ و از دل این تفکر ،انسانهایی متولد شدند که هرکدام ماموریتی را به عهده گرفتند.

ماموریتی که تنها و تنها یک هدف دارد و آن هم نجات یک نسل است .

آنچه در این ماموریت انجام میدهند فقط یک پاداش دارد و آن هم شادی  که از نجات  و موفقیت یک انسان و نسل های بعداز وی از طرف قدرت مطلق به آنها هدیه داده میشود.

و درعوض آنچه در این مسیر از خود هزینه می کنند ، قیمتی ندارد ، چون نمیتوان بر آن قیمتی گذاشت ،

                                               چون هر آنچه که دارند را میگذارند .

 

 

                 راهنمای عزیزم وجود من بی تو معنا و مفهومی ندارد

 


نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ ساعت: 8:42

روز جمعه مورخ اول اردیبهشت ماه در پارک طالقانی دور پایانی مسابقات جام سردار در رشته بسکتبال با انجام دو بازی کار خود را به پایان می رساند . برنامه مسابقات نیمه نهایی و فینـــــــــــال به شرح زیر است :

تیم نمایندگی ارتش  ***** تیم نمایندگی شهرری  ---- ساعت 9 صبح

تیم نمایندگی صالحی ****** تیم نمایندگی شمس ---- ساعت 10 صبح

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ ساعت: 8:34

روز پنج شنبه مورخ 31 فروردین ماه در محل نمایندگی شمس مراسم اولین سالگرد رهائی مسافر هادی ترابی رهجوی آقای علی ضیائی را جشن خواهیم گرفت . ایشان مصرف تریاک و شیشه داشت و با روش درمانی کنگره 60 بیش از یک سال است بدرمان قطعی اعتیاد رسیده است .

موضوع: تولدها
نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ ساعت: 8:5
دکتر علی شفیعی در گفتگو با فرارو بررسی کرد

در کمپ‌های ترک اعتیاد چه‌خبر است؟

فرارو- کمپ نزدیک رودهن است. آمده‌ایم دنبال رقیه. دوره درمانش را پشتِ سر گذاشته و حالا می‌خواهد برگردد پیش برادرهایش در اسلام‌شهر. سه‌نفریم. به عنوانِ آشنایان رقیه می‌گذارند داخل برویم؛ البته نه به اتاق‌های پایینی. هدایتمان می‌کنند به سالن بزرگ فرش‌شده‌ای در طبقه بالا. این سالن مخصوصِ قدیمی‌هاست؛ آن‌هایی که بخش بیشتر ترک اعتیادشان تمام شده. ۲۰ - ۳۰ نفری می‌شوند؛ از هر سنی. هیچ چیز اضافه‌ای در این سالن نیست؛ فقط دیوار است و فرش. فرش زیرپایمان هم کثیف است و پر از لکه‌های رنگ و وارنگ.
 
 
در کمپ‌های ترک اعتیاد چه‌خبر است؟ 
 
به گزارش فرارو، هنوز رقیه نیامده؛ زن حدودا ۳۰ ساله‌ای که اندام درشتی دارد با خنده می‌گوید: "رقیه خیلی دختر خوبی بوده. اون اول‌ها یکم جیغ و داد می‌کرد، ولی یکی‌دوبار که رفتار خانم اکبرزاده رو دید آدم شد! من خودم یه‌بار می‌خواستم فرار کنم. رفتم روی تانکر که بتونم از روش بپرم اون‌طرف سیم‌خاردارها؛ گرفتنم. خوش به‌حالش که حداقل کسی هست بیاد دنبالش از این خراب‌شده بره..."

سرِ صحبت باز شده‌است. می‌پرسم چطور مگه اینجا خیلی بده؟

یکی‌دیگر که سن و سال کمتری دارد جواب می‌دهد: "از اون جایی که من بودم که بهتره. _می‌خندد_، ولی خب کثیفه دیگه.... سریِ قبل که خاله‌ام می‌خواست ترکم بده‌ من رو یک‌جایی برد که تخت داشت، تمیزتر بود. رفتارشون بهتر بود، نمی‌زدن.... داره تموم میشه دیگه. می‌تونم برم از اینجا بیرون. البته اگه دوباره وسوسه نشم و بکشم که بر گردونن من رو این تو".

دختر کنار دستی‌اش هم می‌گوید: "بابام من رو به زور آورد اینجا. من می‌خواستم تو خونه ترک کنم. خودم قرص و مُرص می‌گرفتم ترک می‌کردم. حالا میاد دیدنم گریه می‌کنم که من رو مرخص کنه، ولی نمی‌کنه. می‌خواست زن بگیره. می‌خواست نباشم یه مدت. اینجا هم هیچی نیست. صبح می‌شینیم تا شب. هر روز. اینطوری بدتر من همش به مواد فکر میکنم..."

رقیه حالا وسایلش را جمع کرده و آماده‌است. خوشحال است که از اینجا می‌رود. می‌خندد. همه را بغل می‌کند و خداحافظی می‌کند. پشتِ سرش می‌گویند: "بری که برنگردی‌"!...


موفقیت 20 درصدی کمپ‌هایِ ترک اعتیاد

وضعیت مراکز اقامتی-درمانی ترک اعتیاد یا همان کمپ‌ها مدت‌هاست زیرسئوال است. این مراکز با رشد معتادان متجاهر و کارتن‌خواب سال به سال در ایران رشد کردند.

بنابر آمار رسانه‌ها، ۸۰ درصد از معتادانی که در این مراکز اعتیادشان را ترک کرده‌اند، دوباره به اعتیاد روی آورده‌اند.

همچنین برخورد غیراصولی و فضای نامطلوب در برخی از کمپ‌ها به خصوص در شهرستان‌ها از دیگر حواشی این مراکز است.

اما چرا در حالی که روش‌های جدید درمان اعتیاد در جهان رو به گسترش‌اند همچنان کمپ‌های ترک اعتیاد اجباری رونق دارند؟ در این کمپ‌ها چه می‌گذرد و آینده آن‌ها در ایران چه خواهد شد؟

دکتر علی شفیعی -متخصص مطالعات اعتیاد و عضو گروه جامعه‌شناسی انجمن جامعه‌شناسی ایران- در گفتگو با فرارو وضعیت کمپ‌های ترک اعتیاد را بررسی کرد. در ادامه گفتگو فرارو با وی را می‌خوانید.

لطفا توضیحی درباره پیشنیه کمپ‌های ترک اعتیاد در ایران و نحوه آغاز به کار آن‌ها بدهید.

کمپ‌های ترکِ اعتیاد (که مردم آن را به این عنوان می‌شناسند) و یا همان مراکز اقامتی درمان اعتیاد به اواخر دهه ۷۰ در ایران برمی‌گردد. این کمپ‌ها رویکردِ خودیاری گروه همتا را داشته‌اند.

در ابتدای شروع بهبودیافته‌ها خود کمپ‌هایی را تاسیس می‌کردند و افرادی که در مرحله به اصطلاح خماریِ ترک اعتیاد قرار داشتند در این فضا‌ها نگهداری می‌شدند.

رویکرد در این مکان‌ها عموما رویکری مبتنی بر ترک با دارو بود. الگو نیز به این صورت بود که ۲۱ روز افراد را نگه می‌داشتند و پس از سم‌زدایی اولیه، آن‌ها وارد جلسات مشاوره گروه می‌شدند. این نوع از ترکِ اعتیاد، مدلی از مدلِ حمایتی گروه همتاست.

در آن زمان، چون این‌گونه از مراکز تعدادشان کم بود، اقبال به سمتشان بیش‌تر بود. آن‌ها اهداف غیرانتفاعی و مادی نداشتند و با توجه به حمایت‌های اجتماعی توانستند موفق شوند.

روش‌های مختلفی برای ترک اعتیاد در این مراکز وجود دارد، اینکه فرد هیچ‌چیز مصرف نکند و یا آن‌که با کمک متادون این‌کار را انجام دهد. همچنین ترکِ سرپایی و یا بستری‌شدن به معیارهایی بستگی دارد که توسط تیم درمانگر انتخاب می‌شود.

 

بقیه درادامه مطلب

موضوع: مقالات
برچسب‌ها: کمپ ترک اعتیاد
نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ ساعت: 7:56
به گزارش سلامت نیوز،  اگر به شما بگویم که یک ابزار جدید و پیشرو برای کمک به کاهش وزن، کاهش نفخ ورم شکم، مبارزه با سرطان و افزایش انرژی، آن هم با قیمتی مناسب در دسترس دارید، چه می کنید؟ 
 
باید بدانید که موز، میوه ای قدرتمند است و قدرت آن به اثبات رسیده است. تیم متخصص تغذیه ما دقیقا مشخص نموده اند که خوردن یک موز چه کاری در بدنتان انجام می دهد. برای دیدن اثرات موز روزی یک موز به رژیمتان اضافه کنید تا وزن کم کنید و چربی بسوزانید. 
 
 
21. موز نفخ شکم و ورم و پف را کمتر می کند 
نفخ شکم حتی شکم های خوش ترکیب شش تکه six-pack را هم مثل یک کیسه شش تکه باد کرده می کند. با مصرف موز با احتباس آب و گاز در شکم مقابله کنید. یک مطالعه که اخیرا انجام شده نشان داده است زنانی که یک موز را در 2 وعده، به عنوان میان وعده قبل از غذا به مدت 60 روز می خورند، نفخ شکمشان تا 50 درصد کاهش پیدا کرده است! چرا؟ این میوه با باکتری های افزایش نفخ در معده مقابله می کند ضمن این که بهترین منبع پتاسیم است که می تواند به کاهش احتباس مایعات کمک کند. 
 
 
20. موز چربی سوزی را استارت می زند
موز دارای 12 میلی گرم کولین choline است، یک ویتامین B از بین برنده چربی که مستقیما روی ژن هایی که باعث ذخیره چربی در شکم می شوند، تاثیر می گذارد. ( یکی از دلایل بزرگ شدن شکم افرادی که مشروب زیادی می نوشند این است که الکل باعث آلوده شدن کولین شده و درنتیجه سب افزایش وزن اطراف کبد می شود. ) این ویتامین را می توانید در گوشت بدون چربی، غذاهای دریایی و خربزه پیدا کنید. 
 
 
19. موز احساس شادی را سریعتر و بیشتر می کند 
موز فقط از نظر ظاهری به لبخند شباهت ندارد بلکه باعث افزایش آن هم می شود، چون حاوی ویتامین B9 یا فولات است. این ماده مغذی با خواص ضد افسردگی که دارد می تواند با ایجاد بستری مناسب با افسردگی مبارزه کند. ( به عبارت دیگر کمک می کند تا سروتونین serotonin، ماده شیمیایی که مسئول احساس خوب است، سریعتر وارد مغز شود. ) مطالعات بروز بالای کمبود فولات در 50 درصد مبتلایان به افسردگی را نشان داده اند و برخی پزشکان توصیه می کنند که اگر در حال مصرف داروهای ضد افسردگی هستید، برای این که تاثیر بهتری از این داروها بگیرید، مصرف فولات را افزایش دهید. 
 
 
18. موز استرس و اضطراب را کمتر می کند
به گفته بیجورک Bjork: موز علاوه بر ویتامین B9 که تقویت کننده خلق و خو است، حاوی تریپتوفان tryptophan است، " یک پیش ماده برای ساخت سروتونین" و سروتونین می تواند مهم ترین ماده شیمیایی مغز باشد چون خاصیت ضد افسردگی طبیعی داشته و می تواند اضطراب و بی خوابی را درمان کند. همینطور سایر مشکلات احساسی مانند خستگی، تحریک پذیری، بی قراری، عصبانیت و خشونت را هم می تواند کاهش دهد. 
 
همچنین موز دارای نوراپی نفرین norepinephrine است که عکس العمل های " جنگ و گریز " ما را تنظیم می کند و باعث تنظیم استرس می شود. موز یک خوراکی واقعی و طبیعی برای بهبود خلق مثبت و کمک به جلوگیری از افسردگی است. خوبی اش به این است که برای مصرف آن نیاز به نسخه نداریم. ( می توانید پوره موز را در آبی که برای سم زدایی استفاده می کنید، اضافه کرده و با خیال راحت نوش جان کنید. ) 
 
نوراپی نفرین norepinephrine: هورمونی است که توسط غده فوق کلیوی مرکزی و اعصاب سمپاتیک و توابع آن به عنوان یک انتقال دهنده عصبی منتشر شده است و به عنوان یک دارو برای بالا بردن فشار خون استفاده می شود.
 
 
17. موز بی خوابی را درمان می کند 
این خاصیت موز هم به دلیل تریپتوفان tryptophan (یک پیش ماده برای ساخت سروتونین) است. به گفته کسی بیجورک Cassie Bjork، سردبیر زندگی سالم ، " تریپتوفان trytptophan یک پیش ماده برای ساخت ملاتونین melatonin است که باعث افزایش آرامش شده و به خواب منظم کمک می کند. " برای این منظور می توانید قبل از خواب به جای قرص خواب آور یک عدد موز بخورید. 
 
ملاتونین Melatonin: هورمونی است که در غدهٔ صنوبری (پینه‌آل)، غدهٔ کوچکی در مغز، تولید می‌شود و به تنظیم چرخهٔ خواب و بیداری در بدن کمک می‌کند. مقدار بسیار کمی از ملاتونین در غذاهایی مانند گوشت‌ها، حبوبات، میوه‌ها و سبزی‌ها وجود دارد. ملاتونین همچنین به صورت مکمل غذایی در بازار وجود دارد، هرچند ارزش تغذیه‌ای شناخته‌شده‌ای ندارد.
 
 
16. موز عضله سازی می کند 
اگر بعد از ورزش در ماهیچه هایتان احساس درد کردید یا به اندازه کافی رشد عضله ندارید احتمال دارد که منیزیم کافی از رژیم غذایی خود دریافت نمی کنید. موز یکی از منابع خوب منیزیم است که می تواند به انقباض و انبساط عضلات و آرامش و سنتز پروتئین کمک کند و سبب افزایش توده عضلانی بدون چربی شود. مصرف منیزم به تجزیه و تحلیل چربی کمک کرده و این فرایند سبب می شود بدنتان چربی ذخیره شده در خود را آزاد کند. 
 
خواب راحت تر با چای موز: یک راه بدست آوردن منیزیم نوشیدن چای موز است. کمی آب را جوش آورده، موز را شسته و بدون این که پوست بگیرید، سر و ته آن را بزنید و به مدت 7 – 10 دقیقه آن را جوشانده و سپس موز را از آب برداشته و چای موز را قبل از خواب بنوشید. 
 
 
15. موز روند ریکاوری (ترمیم) را بهبود می بخشد 
پتاسیم به ریکاوری ماهیچه هایتان بعد از ورزش کمک می کند، رشدشان را تقویت کرده و باعث می شود بتوانید بیشتر ورزش کنید. 
 
 
14.موز قند خون را تثبیت می کند 
به گفته بیجورک " موز به دلایل زیادی منبع تغذیه ای غنی به حساب می آید. بهتر است پروتئین و چربی های سالم را با موز مصرف کنید تا سرعت جذب قند موز به جریان خون کاهش پیدا کند. این کار موثرترین استراتژی برای تثبیت قند خون است که به معنی سطح انرژی ثابت و کاهش وزن است (چون سطح قند خون ثابت به لوزالمعده اجازه ترشح هورمون گلوکاگون glucagon را می دهد که هورمون چربی سوز است.) 
 
 
13.موز ولع و هوس خوردن را کمتر می کند 
یکی دیگر از مزایای ثابت نگه داشتن قند خون این است که ولع خوردنتان کاهش پیدا می کند. خوردن یک عدد موز بین وعده های غذایی به معنی پرخوری کمتر است و دیگر دور و بر کشوها دنبال خوردنی نمی گردید. 
 
 
12.موز احساس سیری ایجاد می کند 
موزی که کاملا نرسیده باشد غنی از نشاسته مقاوم است که به معنای واقعی کلمه در برابر فرایند هضم مقاومت نشان می دهند. باکتری های سالم روده را تقویت کرده و اشتها را کاهش داده و منجر به اکسیداسیون کارآمدتر چربی می شود.
 
در واقع یک مطالعه نشان داد که جایگزینی فقط 5 درصد کربوهیدرات با منبع نشاسته مقاوم می تواند چربی سوزی بعد از غذا را تا 30 درصد افزایش دهد!از آنجایی که موز کال یا موزی که هنوز کاملا نرسیده است کمی تلخ است، برای بهره بردن از مزیت آن می توانید آن را با دیگر میوه ها مخلوط کرده و به یک اسموتی خوشمزه تبدیلش کنید تا متوجه طعم تلخ آن نشوید. 
 
 
11. موز سطح کلسترول بد را کاهش می دهد 
اگر اخیرا مصرف غذاهای چرب و فسد فودتان بالا رفته احتمال این که چربی ترانس بالایی مصرف کرده باشید هست – نوعی چربی که باعث بالا رفتن سطح کلسترول بد LDL می شود. قبل از این که کارتان به مصرف لیپیتور Lipitor (داروی چربی خون)بکشد، یک عدد موز بخورید.با توجه به مطالعه ای که در مجله تغذیه انجام شده است، موز حاوی فیتو استرول ها phytosterols است که این ترکیبات اثر کاهنده روی کلسترول بد LDL خون دارند. به گفته بیجورک: علاوه بر این موز حاوی ویتامین B6 است که تقریبا برای همه چیز مفید است- سلامت قلب، سلامت دستگاه ایمنی، سلامت دستگاه گوارش و عملکرد سیستم عصبی. 
 
 
10. موز هضم را راحت تر می کند 
آیا شما همیشه احساس پری می کنید... نه فقط بعد از خوردن؟ موز می تواند به هضم ضعیف شما کمک کند. موز یک منبع عالی از پری بیوتیک prebiotics و کربو هیدرات های غیرقابل هضم است که به عنوان غذای باکتری های خوب روده ( پروبیوتیک ها probiotics) عمل می کند و عمل هضم را بهبود می بخشد– چون حاوی fructooligosaccharides هستند. مجموعه ای از مولکول های فروکتوز fructose که منجر به سلامت بهتر دستگاه گوارش می شود. 
 
 
9. موز عمل دفع را منظم تر می کند 
اگر بچه داشته باشید حتما این حقه را بلدید : فیبر بالای موز می تواند تحرک روده ها را نرمال کند. موز با داشتن 3 گرم فیبر نامحلول به حرکت راحت تر مدفوع در سیستم گوارش و دفع آسان تر آن ها کمک می کند. حتی زمانی که دچار اسهال شده باشید هم خوردن موز کارساز است. به گفته دکتر ایزابل اسمیت Isabel Smith، خوردن موز برای افرادی که دچار اسهال شده اند، الزامی است زیرا پروبیوتیک های probiotics موجود در موز اساسا غذای باکتری های خوب روده ما هستند. 
 
 
8. موز استخوان ها را قوی تر می کند 
اگرچه موز حاوی مقدار زیادی کلسیم نیست – کمتر از 1 درصد نیاز روزانه – می توانند به جذب بهتر کلسیم با وجود پریبیوتیک prebiotic fructooligosaccharides کمک کند. بر اساس مطالعه ای که در مجله آمریکایی تغذیه بالینی منتشر شده، همانطور که fructooligosaccharides در هنگام هضم تخمیر می شود، توانایی بدن در جذب کلسیم را بالا می برند. 
 
 
7. موز انرژی را افزایش می دهد 
حتما دلیلی وجود دارد که دوندگان ماراتن قبل و بعد و در حین دویدن موز مصرف می کنند: موز سرشار از گلوکز است، بهترین و راحت ترین قند قابل هضم که انرژی بهینه برای دویدن، پاورلیفتینگ (وزنه برداری) و دوچرخه سواری را تامین می کند. خوردن یک عدد موز بعد از تمرین کمک می کند تا به سرعت انرژی ای که با عرق ریختن در حین تمرین سنگین تخلیه شده است، جایگزین شود. 
 
 
6. موز در برابر بیماری های مزمن از شما محافظت می کند 
حتی اگر موز حاوی ویتامین A نبود باز هم می توانست به کاهش کمبود ویتامین A کمک کند. موز غنی از پرو ویتامین A - provitamin A ، کاروتنوئید carotenoids ، بتا کاروتن beta-carotene و آلفا کاروتن alpha-carotene هستند. و بر اساس مقاله ای که در بولتن غذا و تغذیه منتشر شده، خوراکی های دارای سطح بالایی از کاروتنوئید ها برای محافظت در برابر بیماری های مزمن از جمله سرطان ها، بیماری های قلبی-عروقی و دیابت مفید هستند. 
 
 
5. موز نبرد با سرطان را بلد است 
دلفینیدین Delphinidin یکی از آنتی اکسیدان های مجود در موز است که دارای خواص ضد تومور است. یک مطالعه در سم شناسی مواد غذایی و شیمیایی نشان داده است که استفاده از دلفینیدین تغلیظ شده باعث مهار رشد و تکثیر سلول های سرطانی معده می شود. ضمن این که کنترل وزن هم در کاهش ریسک ابتلا به سرطان موثر است. 
 
 
4.موز فشار خون را کاهش می دهد 
براساس گزارش سازمان جهانی غذا و دارو FDA" ترکیب سدیم پایین و پتاسیم بالا با کاهش سطح فشار خون و کاهش فراوانی سکته مغزی در افراد و جمعیت ها همراه است. خوب حالا چه حدسی می زنید؟ موز پتاسیم بالا و سدیم پایینی دارد، این میوه به طور رسمی توسط سازمان جهانی غذا و دارو FDA به عنوان کاهش دهنده فشار خون و محافظت کننده در برابر حمله قلبی و سکته مغزی شناخته شده است. 
 
 
3. موز خون را غنی تر می کند 
تقویت خون و رفع کم خونی با اضافه شدن آهن موز به خون، امکان پذیر است. به گفته بیجورک " آهن برای حفظ سطح انرژی مهم است چرا که مسئول انتقال اکسیژن به سلول های شماست. 
 
کمبود آهن می تواند کاهش وزن را متوقف کند چون پایین بودن سطح آهن باعث می شود که بدن برای حفاظت از انرژی تلاش کند و در نتیجه سوخت و ساز بدن کاهش پیدا کرده و نه تنها از دست دادن وزن متوقف می شود بلکه حتی منجر به افزایش وزن خواهد شد. 
 
 
2. موز بینایی را بهبود می بخشد 
به گفته اسمیت :موز حاوی ویتامین A و C است و هر دو آنتی اکسیدان بوده و برای تغذیه سالم پوست و چشم مورد نیاز هستند. همچنین حاوی بتاکاروتن و آنتی اکسیدان هایی است که می تواند از سلو لها محافظت کرده و در ترمیم آسیب ها در سطح سلولی کمک کند. 
 
موز همچنین حاوی مواد مغذی دیگر مانند ویتامین E و لوتئین است – هر دو برای سلامت چشم لازمند. لوتئین Lutein یک ماده مغذی است که به کاهش خطر ابتلا به دژنراسیون ماکولا macular degeneration ( تباهی لکه زرد چشم ) کمک می کند. 
 
 
1. موز بدن را سم زدایی می کند 
موز سرشار از پکتین pectin است که به عنوان یک سم زدای طبیعی شناخته می شود. این فیبر ژلاتین مانند به ترکیبات سمی خون چسبیده و از طریق ادرار آن ها را از بدن دفع می کند. در واقع بر اساس مطالعه ای مشخص شده که پکتین مرکبات در طی 24 ساعت بعد از مصرف، دفع جیوه توسط ادرار را 150 درصد افزایش می دهد. 
 
ضمن این که پکتین نقش مهمی در از دست دادن سریع وزن ایفا می کند و می تواند میزان جذب چربی در سلول ها را محدود کند!
نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ ساعت: 11:29

حضور اعضای لژیون در اردوی درختکاری کنگره 60 در منطقه تلو ( جمعه 20 اسفند ماه )

 

موضوع: اخبار تصاویر
برچسب‌ها: تصاویر , درختکاری , اردو
نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت: 14:4

روز جمعه 13 اسفندماه در ادامه مسابقات بسکتبال جام سردار کنگره 60 دوتیم نمایندگی شمس و نمایندگی ارتش مقابل یکدیگر صف آرائی کردند که تیم بسکتبال نمایندگی شمس موفق شد با یک بازی برتر تیم نمایندگی ارتش را شکست بدهد .

 

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت: 11:26
 

 

سی دی "که چی"

اگر می خواھیم اعتیاد را درمان کنیم اگر می خواھیم ازدواج کنیم، برای چه می خواھیم ازدواج کنیم؟ 

در حقیقت می توان گفت که این پرسش "که چی" مثل ترازو می ماند. تا زمانی پاسخ متقاعد کننده ای به "که چی" ھایمان ندھیم نمی توانیم ھیچ فعلی را انجام دھیم گاھی اوقات ھیچ جواب قانع کننده ای به "که چی"هایمان ندھیم، نمی توانیم ھیچ بی خیال دم غنیمت است و غیره مھم ترین مسئله ای که در موضوع "که چی" مطرح است ذھن ما است چون ذھن از اھمیت بالایی برخوردار است و ھر کاری که ما انجام دھیم اول در ذھنمان ساخته و سپس اجرا می شود ما معتقدیم که خداوند دارای قدرت مطلق است یعنی ھرچیزی چه در دنیای درون و ھر چه در دنیای بیرون فرمان شد صادر کنند تبدیل می شود.

انسان نیز دارای چنین خاصیتی است اما در درون خودش. ما نیز در درون خودمان. حالا برای پاسخ به "که چی" هایمان باید در نظر داشتھ باشیم که 3 نفر ھستیم. ما تنھا نیستیم کھ بھ این جواب بدھیم مشاور دیگر نیزداریم که یکی ما را به سمت نیکی ھا دعوت و ھدایت می کند و دیگری به سمت بدی ھا.

هر کاری که می خواھیم انجام دھیم در ذھنمان کلنجار می رویم می گوییم دو نفر مدام در ذھنمان صحبت می کنند یکی از خوبی ھا آن و دیگری از بدی ھا.

حال انتخاب ما کھ بھ حرف کدام یک از این دو مشاور گوش دهیم و تشخیص دھیم که کدام یک راست می گوید و کدام یک دروغ، بستگی به دانایی و معرفت ما دارد.

یعنی به میزان اطلاعات و سواد ما که از طریق آموزش به دست می آید. به اضافه تفکر و تجربیات ما در واقع ھمان مثلث دانایی است.

ما اگر دانایی و معرفت نداشتھ باشیم نمی توانیم تشخیص دھیم که حرف کدام یک از مشاور ما درست است و کدام کار را باید انجام دھیم پس در معرفت است کھ می توانیم به عمل سالم برسیم.

انسانھایی که بدی می کنند به این خاطر است که معرفت و دانایی ندارند. اگر دانایی داشته باشند امکان ندارد بدی کنند.

به ھمین خاطر ما در کنگره روی جسم، روان و جھان بینی کار می کنیم. جھان بینی یعنی اینکه روی دانش و آکاھی مان کار کنیم. با دانایی معرفتمان را بالا ببریم. اگر معرفتمان را بالا بردیم میتوانیم

حریف اعتیاد بشویم چرا که اعتیاد بسیار نیرومند است. نه تنھا اعتیاد بلکه تمام ضد ارزشھا قوی ونیرومند ھستند و جذابیت دارند. ضد ارزشھا زشت نیستند. شیطان به زیباترین شکل وارد افکار و اندیشه انسان می شود.

کشیدن تریاک در اول بسیار جذاب است. در ادامه درد و بیرون روی دارد. اگر از ابتدا حالخرابی داشت کسی جذب نمی شد بنابراین ھر ضد ارزشی در ابتدا به هر صورتی زیبا و جذابخودنمایی می کند و این کار در ذھن انجام می شود توسط ھمان دو مشاوری که ھمواره با ما ھستند. 

این دو مشاور در مورد ھر مسئله ای در ذھن ما تصویرسازی انجام می دھند. ھر چه که دانش ما کمتر باشد

زودتر گول می خوریم. انسان گول نمی خورد مگر اینکه اطلاعات غلط داشتھ باشد.

 

تهیه و ارسال: مسافر امیر

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ ساعت: 10:20

 

رهایی از بند سیگار مسافر وحید صدیق و مسافر وحید شایسته

توسط جناب مهندس دژاکام در روز چهارشنبه ۴ اسفند ۹۵

 

***************

تبریک به راهنمای محترم جناب آقای ضیایی

مسافران وحید صدیق و شایسته 

و همه اعضای نمایندگی شمس

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ ساعت: 11:18

دهمین جلسه از دور دوازدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران، شعبه شمس روزهای پنج‌شنبه مورخ 14 بهمن 1395 به استادی آقای علی ضیائی، نگهبانی آقای مسعود مصطفی و دبیری آقای کمال موسوی با دستور جلسه؛ وادی دوازدهم و تاثیر آن روی من  (جشن اولین سال رهایی مسافر مرتضی بهشتی) رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد :

خداروشکر که فرصتی دیگر نصیبم شد که بعنوان خدمتگزار در این جایگاه خدمت کرده و آموزش بگیرم .

دستور جلسه این هفته ( وادی دوازدهم )  فارغ از تفسیر و تعبیری که می شود از تیتر آن ( در آخر امر، امر اول اجرا می شود )  کرد می توان گفت حاوی مطالب و مفاهیم گسترده و البته و ارزنده ای است  که با  چندین جلسه پرداختن و شکافتن وادی هم شاید نتوان حق مطلب را ادانمود .

همواره در همه مقاطع زندگی بشر رسیدن به یک محصول با کیفیت در هرزمینه ای مستلزم طی کردن مراحلی است . آغاز هر چیزی یک تفکر است و یک مبداء برای حرکت  . رسیدن به هر جایگاهی نیاز به سعی و تلاش  دارد االبته در پناه علم و آگاهی است که این تلاش می تواند ما را به هدف نزدیک و نزدیک تر کند و به آن رنگ واقعیت ببخششد . در این مسیر القاء و الهامات منفی و مثبت کار خودرا انجام می دهند . اینجاست که اختیار انسان مطرح می شود که تحت تاثیر این القائات چه عملکردی داشته باشد .

همانطور که در وادی آمده وقتی ما دستوری  برای انجام عملی یا مهیا  شدن چیزی می دهیم شرایطی لازم است که بتوانیم در آن مورد خاص به سرمنزل مقصود و آنچه ایده ال است برسیم . داشتن این شرایط  به تنهایی  کارگشا نیستند بلکه در قالب زمان است که می شود به نتیجه مطلوب دست یافت . بعنوان مثال امر اول من درست کردن قرمه سبزی است و آخر امر من  می تواند درست شدن یا آماده شدن قرمه سبزی باشد . ورود یک مسافر و تصمیمش برای رسیدن به یک زندگی بدون دغدغه مواد و آرامشی خلل ناپذیر ( امر اول ) است . برای رسیدن به آخر امر و بهره مندی از چیزهائی که بدنبالشان است می بایست زمان لازم را در نظر بگیرد  ، آگاهی و دانائی کسب کند ، روی نقطه تحملهای خودش کار کند و سعی نمایدهمواره در مسیر القائات و الهامات مثبت و سازنده باشد . باید هر لحظه در حال ساختن و  ساخته شدن باشد تا بتواند گوهری به نام رهائی رابرای خود و اطرافیانش به ارمغان بیاورد .

خراب کردن خیلی آسان است ومتاسفانه حتی  در اکثر مواقع همراه بالذت  . اما آیا ساختن هم به همین آسانی و است ؟ قطعا" جواب منفی است . این  نعمت بزرگی است که با علم و دانشی که از کنگره نصیبمان می شود در قدم اول خرابیها می بینیم و می پذیریم که ساختن بعهده خودمان است و  در جهت ساختن و ساخته شدن قدم برمی داریم .

اگر قرار است ما در مساله ای به کیفیت و محصول دلخواه برسیم باید تغییرات بوجود بیاوریم در تغییر کردن در جهت مثبت نادانی و نادایان قدعلم می کنند و با انواع القائات در مسیر تغییر خلل ایجاد می کنند . مرحله بعد ،  تبدیل شدن است تبدیل به آن یزی که تا حالا نبوده ایم...   . و آنوقت است که زمان ترخیص فرا می رسد . مانند کودکی که در رحم مادر در قالب ( معجزه زمان ) تغییر می کند و تبدیل به نوزادی می شود که پس از 9 ماه زمان ترخیصش فرا می رسد یا بذرگندمی که با تبعیت از همین قاعده ( تغییر – تبدیل و ترخیص ) تبدیل به هفتاد دانه گندم می شود .

انسان در مسیر تکاملی خویش بایستی این سه مرحله را در قالب زمان پشت سر بگذارد همانند سفری که شخص مسافر از تاریکیها بسمت روشناییها انجام می دهد ...

تمامی صفات قدرت مطلق در اندازه کوچک در انسان قرار دارد این بستگی به خودش دارد که تا چه اندازه در تبلور این صفات تلاش کند و کسب دانائی نماید .

درمورد آقای مرتضی :

امروز جشن تولد یکمین سال رهائی آقای مرتضی است . در ورودش  به کنگره مصرف شیشه داشت البته سالهای زیادی سابقه مصرف تریاک داشت و در اثر ناآگاهی  به قرص هم روی آورده بود  . با توجه به شرایط خاصی که مرتضی  داشت  و با توجه به ترکهای مختلفی که انجام داده بود چیزی که دراو خیلی به چشم می خورد ناامیدی و در نتیجه افسردگی شدید بود . نسبت به درمان و رو درمانی کنگره 60 بسیار بدبین بود البته این نگاه بدبینانه را نسبت به اطرافیانش هم داشت .

بعد از مدت کوتاهی که گذشت گش فرمانی و حضور در جلسه را سر لوحه کار خودش قرار داد و بمرور توانست با آموزشهایی که از منابع و لژیون می گرفت به رهاائی برسد . مرتضی مراحل سختی را پشت سر گذاشت اما خداروشکر از این گذرگاههای سخت روسفید بیرون آمد و شایستگی ورود به سفر دوم را پیداکرد البته همسفر در این مسیر خیلی به او کمک کرد و پی گیر بود . جادارد برایش آرزوی خوش وقتی و شادکامی  روزافزون بکنم و امیدوار به این باشم که درادامه خدمتگزار شایسته ای برای خود ، خانواده و کنگره 60 لقب بگیرد .

آرزوی مسافر مرتضی:

آرزو اول من برای سفر اولی‌ها است که نمی‌توانم آن را بازگو نمایم و فقط در دل از خدا خود طلب می‌کنم و آرزوی دوم من که قابل‌گفتن است: امیدوارم مشکل مالی و اقتصادی مسافران حل شود تا گرفتاری فکر و ذهنی را در ادامه برای سفر ایشان نداشته باشند. با تشکر از تمامی شما عزیزان ...

خلاصه سخنان مسافر مرتضی:

سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر، یک‌هفته‌ای فکر می‌کردم که در این وقت و در این جایگاه چه حرفی برای گفتن خواهم داشت، اما بگذریم. علی آقا از اخم من گفت و واقعاً قبل از اعتیاد این اخم‌ها و ناراحتی‌ها نبود، در دوران اعتیادم واقعاً بسیار عذاب کشیدم و تخریب‌هایی که براثر ترک مواد داشتم، از خود مواد مخدر بیشتر بوده است. یک روز را حساب می‌کردم که بالای سی بار ترک داشتم و آن‌هم به چه روش‌هایی: یو آر دی، کمپ ترک اعیاد و ...، چه کابوس‌هایی را می دیم و در آخرین باری که یو آر دی شدم در عین اینکه عرق می‌کردم، سرما را هم احساس می‌کردم و این شد که: در حقیقت سراغ تریاک و شیره نرفتم و تمام آن ترک‌های به اشتباهی که در آن دوران از مصرف داشتم مرا با مواد مخدر جدیدی در آن موقع بانام شیشه آشنا نمود، دقیقاً با همین مسئله که خماری ندارد و 12 سال مصرف شیره و تریاک مرا درست خواهد نمود و همین‌طور حرف‌های غلطی که در آن زمان می‌گفتند که: شیشه اعتیاد ندارد و هر وقت بخواهی ترک می‌کنی، وارد به دنیای جدیدی از اعتیاد خود شدم. منتهی بازهم جالب اینجاست که با مصرف شیشه ناسازگاری‌های من با خانواده شروع شد و این نقطه عطفی شد که من با کمپ آشنا شدم و در ادامه بازهم بعد از یک ماه ، ‌روز اول بازهم برای من تکرار شد.

تحت هیچ شرایطی نمی‌خواستم خماری بکشم و تحمل نداشتم. خوب با تمام این موضوعات با کنگره 60 و به‌واسطه مشاوره با یکی از عزیزان در شعبه استاد معین با این مجموعه آشنا شدم، مشکلات زیادی را در ابتدا داشتم، هم‌سفر من در این راه به من بسیار کمک کرده و در حال حاضر هم از این کمک، کم نمی‌گذارد، از ایشان بسیار ممنون هستم و خوب غرور بی‌جایی هم دارم، اما این واقعیت است که باید بگویم.

 

اعتیاد من که متولد شد، دختر بزرگ من هم متولد شد، برای ایشان که امسال کنکور را در پیشرو دارند آرزوی موفقیت می‌کنم، از آقای ضیائی راهنمای بزرگوارم متشکر و ممنون هستم که مرا همیشه در این راه تشویق و حمایت نموده‌اند، از بنیان کنگره 60 آقای مهندس تشکر می‌کنم که این بستر مناسب را برای من حال خراب به وجود آوردند تا با این مجموعه آشنا شوم، زیرا بیرون از کنگره نتوانستم به این حال خوشی که امروز دارم دست‌یابم.

موضوع مهمی که به من در این راه کمک نمود، داشتن ایمان قوی بود که به گفته امیرالمؤمنین که می‌فرمایند: ایمان بایستی شناخت قلبی باشد، بر زبان همیشه جاری باشد و بر اعضا و جوارح باید ثابت شود. از تمامی شما عزیزان چه سفر اول و سفر دوم انرژی می‌گیرم و این خود به‌نوعی ایمان داشتن است. هیچ‌گاه روی حرف راهنما حرف نزدم و جالب اینجاست که سود این جریان همیشه به نفع من شده است، از راهنمای هم‌سفرم تشکر می‌کنم که در بخش خانواده بسیار برای بنده زحمت‌کشیده‌اند و از همه برادر لژیونی‌هایم و تمام اعضا محترم کنگره 60 به‌ویژه نمایندگی شمس ممنون و متشکر همیشگی می باشم. ممنون و متشکر از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید.

خلاصه سخنان خانم فروغ کمک راهنمای هم‌سفر:

سلام دوستان فروغ هستم کمک راهنما یک هم‌سفر، خیلی خوشحال هستم و خدا را سپاس می‌گویم که این فرصت را در اختیار بنده قرارداد تا بتوانم در شادی عزیزانم شکرت نمایم، اما در رابطه باخانم بهناز: فکر می‌کنم همه بدانند، ایشان خانم صبور و مهربانی هستند و به خاطر این محبت ایشان مسافر خود را در این راه تنها نگذاشته‌اند، تعدد ترک‌هایی که آقا مرتضی در رابطه با ایشان صحبت نمودند، همیشه خانم بهناز در لژیون می‌گفتند و به این مشکلات و راه‌های متعدد اشاره می‌نمودند و به خاطر تمام‌وقتی که برای مسافر ایشان و فرزندانشان گذاشتند از ایشان سپاس‌گزار هستم و امیدوارم در ادامه و مسیرشان همین‌طور مصمم باشند و در سفر دوم حضور پررنگی داشته باشند، موضوعی که یک کمک راهنما احتیاج دارد: مهر و عشق است، ره‌جو را دوست داشته باشد و برای آن زمان و انجام کار، عاشقانه وقت بگذارد و من در وجود خانم بهناز این ویژگی را می‌بینم تا تاریکی‌ها را در دیگران هم به روشنایی تبدیل نماید و انشا الله ایشان را در جایگاه کمک راهنمایی ببینم، تبریک به آقای ضیائی و خدا قوت به آقا مرتضی و امیدوارم با حرکت ایشان نمام مشکلات و مسیرشان در ادامه هموار شود و تبریک به تمام مجموعه کنگره 60 و جناب مهندس دژاکام بابت این تولد زیبا، ممنون و متشکر از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید.

خلاصه سخنان خانم بهناز هم‌سفر:

من هم خیلی خدا را شکر می‌کنم که شاهد این لحظات شیرین و زیبا را، با تمام وجودم لمس می‌نمایم و ممنون از شما که ما را در این جشن حمایت نمودید، واقعاً به قول مسافرم، من هم خیلی حرف‌ها را آماده کرده بودم، اما از ذهن من خارج شد؛ اما طی این 20 سالی که با مسافرم در حال زندگی کردن هستم، دختر بزرگم 3 ماه داشت که فهمیدم ایشان وارد دنیا اعتیاد شده‌اند، خوب از قبل شک کرده بودم که ایشان راه اشتباهی را در حال رفتن می‌باشند، خلاصه بگذریم.

 ترک کردن‌ها شروع شد، خوب مرتضی در عین اینکه نشان می‌دهد پیچیده است، اما این‌طور نیست. خوب ابتدا در بیرون از خانه مصرف مواد خود را شروع کرده بود، اما در ادامه این کار را در محیط خانه به‌صورت علنی نمود.

دو تا برگ خرید مهمی که همیشه در ابتدا به این جریان داشتم، یکی امیدوار بودم در هر حالی و دوم اینکه همیشه بامحبت و خوشحالی به مرتضی می‌گفتم: که تو خوب می‌شوی و اما 20 روز الی یک ماهی که ترک می‌کرد، با خود می‌گفتم: خدایا خماری و نئشگی اش را نمی‌بینم دیگر؟ در این راه هزینه‌های مالی سنگینی را انجام می‌دادیم و روش‌های ترک مختلف به‌خصوص(یو آر دی)، نقل‌ونبات زندگی ما شده بود. انواع و اقسام داروهای خواب‌آور و هر بار قرص‌های بیشتر. به‌قدری ادامه دادیم تا ایشان و طبق گفته‌هایشان در مشارکت با شیشه آشنا شدند. استارت مبارزه با شیشه از فردای همان روز شروع شد و چون من علاقه به جمع‌آوری اطلاعات داشتم. با تحقیقاتی که انجام شد، فهمیدم شیشه بسیار مخرب‌تر است، اما چه فایده، شروع شد و حجب و حیا از آن‌وقت از مسافر من گرفته شد، به مصرف تریاک راضی‌تر بودم؛ اما امان از شیشه. تصورات غلط ذهنی برای ایشان نسبت به جایگاهشان در خانواده بر هم‌ریخت و شروعی جدید بود در زندگی‌مان.

حال بگذریم، 6 الی 7 ماهی بود که به آکادمی می‌رفتم و با کنگره 60 آشنا شدم و به‌واسطه مشاوره با جناب مهندس ایشان را به کمپ فرستادم و یکی از تلخ‌ترین خاطرات زندگی من بود، اما این نقطه عطف شروعی شد برای ورود به کنگره 60 توسط مرتضی، خدا را شاکر هستم که این راه برای مسافر من به وجود آمد و به این مکان مقدس قدم گذاشتند و ممنون هستم از بنیان کنگره 60 و آرزوی سلامتی برای ایشان، از آقای علی ضیائی، برادر عزیزم تشکر می‌کنم، مرتضی یک اخلاق و خصوصیات خاص خودش را دارد که آقای ضیائی به زیبایی توانستند آن را تحت کنترل خود و ایشان را به رهایی برسانند، از خانم فروغ تشکر می‌کنم، بابت زحمات ایشان و از تمامی شما عزیزان مسافر و هم‌سفران گرامی و در آخر از دختر بزرگم که این شرایط را درک و فهم نمود تا پدر ایشان در این راه موفق شوند سپاس گزار هستم، ممنون و متشکر از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید.

 تهیه گزارش : مسافر سعید بابائی

عکس : مسافر احسان مبارکی

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت: 22:29
 

 

 

صحبت کردن باید به گونه ای باشد که مخاطبان خاص برداشت لازم را داشته باشند. امروز راجع به آخرین مرحله صحبت می کنیم. مرحله ای که انسان باید به آن برسد. اسامی گوناگونی برای آن آورده اند مثل بهشت موعود، قله رفیع انسانی، توحید، بقا بالله و ... آخرین مرحله آرایش جسم، فرمان فکر و عقل است. در پیرامون بعد خویش پس از انتقال، تفکر و تعقل ایجاد تصاویر مجازی می نماید.امروزه انسان در بخش های مختلف پیشرفت کرده از جمله، نجوم، فیزیک، ریاضیات، تسلیحات و ... اما متاسفانه در علوم انسانی هیچ پیشرفتی نداشته ایم.

اگر بخواهیم در مورد بیماری هایی نظیر ام اس، بایپولار، سایکوز و ... تحقیقات کنیم هزاران مقاله در سطح بالا پیدا می کنیم ولی آیا توانسته ایم یک بیمار را درمان کنیم؟ اکثر بیماری ها را فقط کنترل می کنیم به عبارتی فقط علائم بیماری را از بین می بریم ولی درد هنوز از بین نرفته است و ریشه آن هنوز پا برجا است. مثلا شخص بدنش را عفونت فرا گرفته و تب می کند، با دادن استامینوفن و یا پا شویه تب شخص که علامت بیماری است را پایین می آوریم ولی بیماری را درمان نکرده ایم.

دیده می شود شخصی دارای مدرک عالیه روانشناسی است ولی اگر فرزند، پدر، مادر، خواهر و یا برادرش بیماری داشته باشد، آیا می تواند با تمام راهکارهای روانشناسی بیماری را از بین ببرد؟ریشه این بیماری ها در جایی است که ما قبول نداریم. اکثر اندیشمندان ما تبدیل شده اند به سیلوهای بزرگ اطلاعات که فقط در حد دانستن است و هیچ راه حلی ارائه نمی شود.در سال 2016 میلادی ما با بیماری های زیادی مواجه هستیم ولی بالغ بر 90 درصد این بیماری ها لا علاج است. چون ما مبدا و ریشه بیماری ها را نشناخته ایم. اگر یک مکانیک بخواهد ماشینی را تعمیر کند باید تمام جزئیات آن را بداند، در مورد انسان همین طور است، چون ما کاملا انسان را نشناخته ایم ، نمی توانیم او را درمان کنیم.

 انسان مانند کوه بزرگی از یخ است که مقدار کمی از آن بر روی آب آمده و قسمت عظیمش زیر آب است. ما فقط آن قسمت که بیرون آب است را می بینیم در واقع فقط صور آشکار را در نظر می گیریم و می گوئیم انسان همین است.  در طول تاریخ کتاب های آسمانی و پیامبران زیادی آمدند تا این اصل را به ما بگویند ولی ما فقط تقدس آنها را قبول کرده ایم و اصلا به گفته هایشان توجه نکرده ایم. این برداشت نا ثواب ما باعث شد خیلی ها به سطوح بیایند و به کل بگویند اصلا ما آنها را قبول نداریم. مثلا در دوره ای، کاملا قدرت در دست کلیسا بود. اشخاصی مانند گالیله و کوپرنیک که گفتند زمین مرکز عالم نیست به عنوان مرتد و کافر شناخته شدند و حکم اعدامشان صادر شد. این سوء استفاده ها باعث شد که مردم و خیلی از اندیشمندان کتب آسمانی را قبول نداشته باشند. در مورد بزرگانی مثل سقراط، حلاج، سهروردی و مولانا هم این چنین بود. نتیجه این شد که ما منابع عظیم و غنی از اطلاعات را از دست بدهیم و به کتب آسمانی و بزرگان اعتماد نداشته باشیم و از شناخت انسان عقب بمانیم.

البته نکته ای وجود دارد که در کتب آسمانی مسائل به صورت تمثیل بیان شده اند.انسانی که گرفتار 5 حس ظاهری باشد، مطالب ریشه ای و خارج از جسم را درک نمی کند. در کنگره به کمک هم توانستیم معضلی به نام اعتیاد را حل کنیم در حالی که هنوز هم در دنیا اعتقادی به درمان وجود ندارد. ما تقریبا 15000 نفر را به درمان قطعی رسانده ایم که با انواع مصرف از قبیل: کراک، هروئین، کوکائین، شیشه، حشیش، الکل، سیگار وارد کنگره شده اند. دلیل این کار چه می تواند باشد؟دلیلش این است که من از کتب آسمانی برای شناخت انسان کمک گرفتم. مولانا می گوید: باده از ما مست شد نی ما از او، قالب از ما هست شد نی ما از او. قالب که همان جسم است از ما نفس به وجود آمده است.

این را کسی می تواند درک کند و معنا کند که صور پنهان انسان را شناخته و به آن رسوخ کرده باشد. آخرین مرحله تکامل انسان رسیدن به فرمان فکر و عقل است. فرمان عقل چیز پیچیده ای نیست و ما همیشه صدایش را می شنویم ولی به آن عمل نمی کنیم.مثلا فرمان عقل می گوید شیشه مصرف نکن، ولی ما مصرف می کنیم، می گوید روی برنامه باش و گریز نزن ولی ما عمل نمی کنیم. فرمان عقل می گوید: دزدی نکن، رشوه نخور، دروغ نگو، به حقوق دیگران تجاوز نکن، و ...وقتی انسان به فرمان عقل برسد در بعد و پروسه دیگر این فرمان نقش سازنده ای دارد. همان شو، شود است.

کسی که به فرمان عقل برسد در فردوس قرار می گیرد چون وارد نفس مطمئنه شده و تمام کارهایش معقول است. در جهان امروزی باید جایی برای عشق و محبت باز کنیم. ما بالغ بر 150 بیماری با نام سایکوسماتیک داریم یا همان بیماری های روان تنی، که تفکرات غلط و روان نادرست ما باعث می شود در جسم ما تخریب ایجاد شود و خود را به عنوان بیماری نشان دهد.ریشه این بیماری ها عدم وجود عشق است. جائی برای عقل هم وجود ندارد. چیزی که به عنوان عقل می شناسیم یک چیز حسابگرانه است و

فقط چیزی را درست می پندارد که منافع ما در آن حفظ شود. در هستی هرچیزی مرکزی دارد. ما در سیر تکاملی خود از قطره به اقیانوس و از اقیانوس به قطره می رسیم. پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست.وجود ما از یک قطره شروع شده عمل لقاح و اسپرم و به اقیانوس رسیده است. به عبارتی از یک سلول به میلیاردها سلول تبدیل شده و انسان بوجود آمده است. چه چیزی او را بوجود آورده و بر آن حاکم است؟

ما معتقدیم وقتی یک نقطه بودیم، نفس وارد عمل می شود و نقطه را تبدیل به اقیانوس می کند، بعد از این مرحله به یک باره همه چیز هیچ می شود به عبارتی مرگ فرا می رسد. در مورد هستی هم این چنین است، که یک تقطه بوده، شروع و رشد کرده و باز هم به نقطه ای تبدیل می شود و به پایان می رسد که شروعی دوباره است. کره زمین، منظومه شمسی و حتی کهکشان راه شیری هم در مقایسه با کل هستی مانند نقطه ای هستند. پس چگونه است که ما دچار منیت می شویم و می گوئیم همه چیز را میدانیم.، درست مانند مورچه ای هستیم که در لانه خود است و می خواهد در مورد امور جهان اظهار نظر کند. 

 

 

تهیه و ارسال: مسافر ناصر دوستی

 

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت: 11:6

به اطلاع می رساند روز پنج شنبه 28 بهمن ماه در محل نمایندگی شمس مراسم اولین سالروز رهائی مسافر مرتضی بهشتی رهجوی آقای علی ضیائی را جشن خواهیم گرفت .

مرتضی عزیز مصرف تریاک و شیشه داشت و با روش درمانی کنگره 60 بیش از یک سال است به درمان قطعی اعتیاد نائل شده است . این رهائی را به ایشان ، خانواده محترم ، راهنمای گرامی و همه اعضای کنگره تبریک می گوییم

************

تاباد چنین بــــــــــــادا

موضوع: تولدها
برچسب‌ها: تولد , تریاک , شیشه , مسافر مرتضی
نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ ساعت: 13:20

قطع مصرف مسافر مهدی در پارک طالقانی به دستور بنیان کنگره 60

( جمعه 22 بهمن ماه )

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ ساعت: 9:16
 

 

 

ماانسانها تنها به جهان می اییم، هیچ کدام از ما اشتباهی به دنیا قدم نمیگذاریم، هر کدام در یک مقطع خاصی تنها وارد جهان میشویم، و همه این مسائل مربوط به سفر میباشد.و ما هیچ چیز رو نمیتوانیم ازین جهان بیرون بی اندازیم بلکه همه چی تغییر شکل پیدا میکند،جهان وهستی هیچگاه متوقف نمیشود و ما در این چرخه مثل مسافر هستیم که هی در رفت و امد هستیم تا زمانی به اون مرحله بلوغ برسیم و وقتی به اون بلوغ لازم رسیدیم به ارامش بالاتری برخورد میشویم و مسئولیت های بالاتری به ما داده میشود.

این سفر که شروع کردیم همیشه دو قضیه مطرح می باشد.اگر از اموزگار اموختی ، اموختی، واگر نیاموختی از روزگار باید بیاموزی..و سپس حکم میابیم در جمع با مفهموم مهربانی ادامه حیات بدهیم ، دراین مورد که در جمع هستیم چگونه باید از زندگی بهره مفید ولازم ببریم.توی جمع داریم حرکت میکنیم دچار مشکلات میشویم .

مهمترین قسمت همین جاست که با توانایی هایی دست بیابیم، و این توانایی ها یک مثلث میباشد که اضلاع آن عبارت است:

1.قدرت تفکر: خیلی ها هستند قبل از فکرکردن حرف میزنند یا عمل وفعلی را انجام می دهند،این انسانها همیشه دچارمشکل هستند وانسانهای  عقب افتاده ای خواهند ماند.بیاییم قبل از هر کار وحرفی اول به آن فکر کنیم، شرایط رابسنجیم وبعد ان را انجام دهیم

.2.قدرت انجام عمل: وقتی تفکر کردیم و از نظر فکری به نتیجه رسیدیم ،حالا باید قدرت انجام عمل آن را داشته باشیم.در واقع قدرت تفکر را باید به انجام عمل رساند.در جهان ما تفکر ،قدرت مطلق حل نیست .انسانهای پیشرفته در این سطح ،قدرت انجام عمل را دارند.نکته دیگر اینکه قدرت عمل فقط برای کارهای خیلی بزرگ نیست،بلکه از  کارهای کوچک می توان شروع می شود تا آمادگی انجام،اعمال بزرگ را به دست آوریم،.مثل به انجام رساندن منظم و مفید فعالیتهای روزانه

.3.قدرت فیزیک بدن:قدرت و ارزش فیزیک بدن، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.همانقدر که معنویات ارزش دارد ،مادیات و قدرت جسمی هم در جای خودش ارزشمند است.همان اندازه که روح ارزش دارد و باید پالایش شود ،جسم هم ارزش دارد و باید پالایش،قوی و محکم شود.به همین دلیل در کنگره ورزش از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و همانقدر که بر روی جهان بینی و تفکر و اندیشه کار می کنیم ،به ورزش هم باید بپردازیم.بنابراین باید تا روزی که زنده هستیم فیزیک بدن را شاداب، آماده و در بهترین وضع ممکن نگاه داریم.باید ورزش برای مسافرها و همسفرها اهمیت فراوان داشته باشد.

در نتیجه در طول این تنها آمدن و تنها رفتن ،اگر این مثلث :قدرت تفکر- قدرت انجام عمل- قدرت فیزیک بدن را خوب رسم نماییدم،بدون هیچ ابهامی، از این مراحل حیات عبور خواهیم نمود و در پایان سفر که به ظاهر تنها هستیم،تنها نخواهیم بود.چون اگر این مثلث را درست رسم نماییم با تمام انسانها رابطه نیکو و حسنه و پیوند محبت و دوستی برقرار می کنیم. و کسانی که پیوند محبت و دوستی بین آنها برقرار است ،پس از مرگ هم با هم هستند و همدیگر را می یابند.آنگاه خواهیم دید که رنج، سختیها و رنجهایی را که طول زندگی متحمل شده ایم تبدیل به گنج معنوی خواهد شد ....

 

 

تهیه گزارش: مسافر ناصر دوستی

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۵ ساعت: 9:17
 

 

عمل سالم و عمل به ظاهر نیک؛

 

عمل سالم: همانطور که میدانید عمل سالم عملی است که باعث سعادت و خیر و خوشی گردیده و ختم شود.

 

عمل به ظاهر نیک : عملی است که در همان لحظه خوب به نظر می آید ولی در پایان عاقبت خوبی نخواهد داشت.

مثال عمل سالم: متصور میشویم شخصی که اعتیاد دارد و به کنگره ۶۰ می آید و اقدام به درمان اعتیاد خود می کند و در سفر خود تمام فرامین و قوانین را مو به مو انجام داده و در پایان خدمتگذار خوبی برای کنگره خواهد بود و سر انجام سعادتمند می گردد.

 

عمل به ظاهر نیک : عملی است که یک پدر در حق فرزندش می نماید و در هنگام دوچرخه سواری فرزند زمین میخورد و پدر او را زمین بلند می کند. این عمل به ظاهر نیک است اما سر انجام خوبی برای فرزند ندارد به دلیل اینکه فرزند هر بار که به زمین بخورد به پدر تکیه می کند ودر آینده آن فرزند هر زمان با مشکل روبرو شود باعث می شود نتواند مشکلش را خودش حل نماید و یک نفر می بایست او را یاری نماید. 

 

 

نوشته مسافر مسعود فرجی

موضوع: مشارکت اعضاء
برچسب‌ها: مشارکت اعضا
نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵ ساعت: 14:8
 

 

انسان به این دلیل شگفت انگیزاست که دارای دو چهره ست، صور اشکار و صور پنهان و هر لحظه رو باید یکی رو انتخاب کنه، و این کار پیچیده ایست و کار ساده ایی نیست، و روی این قضیه بود گفتیم انسان مشکل است و بالاترین مرحله حیوان همان نفس اماره ست که بهش امر میکند که چکار بکند،یا چکار نکند ولی موقعه ایی ک به انسان میرسد پایین ترین مراتب انسام مراحل نفس امر کننده میباشد. (پرده ها کنار میروند تا چهره واقعی اشخاص به سبب جبران پلیدی نمایان بشود و این همان رحمت خداوندی است که بر انسان فرستاده میشود و برای بهبودی او مانند کودکی که نمیتواند راه برود به او کمک میشود واگر این کمک پذیرفت یک گام به جلو رانده میشود)بعضی افراد پس از گذشت چند ماهی دوری از ضد ارزش ها میگویند پس چرا مشکلات ما درست نمیشود و یا مدادم دست به دعا ، خواهش، التماس و بعضی هم گله مند هستند، این انتظارها اصلا منطقی نیست، ومادر گذشته کلی علف هرز کاشتیم و سالها آبیاری کرده ایم اکنون در باغ زندگی مان مانع رویش و پیشرفت درختان با ثمر جدیدمان شده اند، حال تا کلیه علف های هرزی را که سالها به دلیل نادانی آبیاری نموده ایم را از بین نبریم، زمین و باغ ما هیچگونه محصول جدیدی به ما نخواهد داد.بنابراین ما باید مراحل پیشرفت خویش را در رابطه با مبارزه با ضد ارزشها پله پله رو به ترقی پشت سر بگذاریم تا در مراحل بعدی زندگی موفق عمل کنیم.نتیجتا ما باید کاری بکنیم که ظاهر وباطن اعمالمان یکی شود، ویا حداقل به هم نزدیک شوند تا به نقطه تعادل برسیم، زیرا اشخاصی که ظاهر و باطنشان از همدیگر فاصله دارد در تمام سطوح زندگی برای خویش و دیگران ایجاد مشکل و دردسر میکنند.مثلا ظاهر با همه خوب ولی در باطن حس انتقام ، کینه ، نفرت دارند.ولی افرادی که ظاهر وباطنشان یکی باشد هیچوقت دروغ نخواهند گفت و بصورت عادلانه و با محبت با کلیه افراد جامعه برخورد میکنند به همین دلیل نه برای خود و نه برای دیگران مشکلی ایجاد نخواهند کرد.حال در کنگره باید الگوها حتی الامکان ظاهر و باطنشان یکی باشد، چون اگر بخواهیم بعنوان معلم نکاتی را به دیگران انتقال بدیم در وحله اول باید خودمان آن صفت یا نکته خوب را دارا باشیم اگر معلم خودش بهم ریخته و نامرتب باشد نمیتواند به بقیه آرامش و اراستگی منتقل نماید ودلیلش هم واضح است چون خودش از آرامش و انظباط برخوردار نیست و چیزی ندارد که به دیگران انتقال دهد.( بنابراین اگر انسان در شرایط صور پنهان بماند و قدمی در راستای پیشرفت حیات خویش رو به جلو نگذارد در همان حالت باقی خواهد ماند ودر ادامه مانند مرداب ها تبدیل به باطلاق و محل زیست موجودات مرموز خواهد شد) .

 

 

تهیه و ارسال: مسافر ناصر دوستی

 

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ ساعت: 22:25

 

 

کتابی بالاتر ، پر اهمیت تر و زیباتر از کلام الله وجود ندارد که در مورد انسان و موجودیت او سخن بگوید . انسان موجودی است دارای خصیصه های مختلف . مانند طمع ، انسان موجودی است حریص و طماع . زیرا به داشته های خود کفایت نمی کند و مدام بیشتر و بالاتر از جایگاه خود را می طلبد و این حرص هم در مقام ، هم در قدرت ، پول ، شهرت و ... می باشد .

وقتی که به انسان سختی یا شری می رسد بدون آنکه فکر کند که در پس این سختی چه چیزی نهفته است شروع می کند به کفر گویی ، به چه کنم چه کنم ها به اینکه کلاً چه انسان بدبخت و بد شانسی است و یا زمانی که انسان در موضع ضعف دچار شری می شود نادم و پشیمان می شود و زمانی که این شر و سختی به پایان رسید دوباره گردن کلفت می شود و صدایش بلند می شود . تنها انسان هایی می توانند در این شرایط قرار نگیرند که به الله ایمان دارند و عمل سالم و صالح انجام می دهند و دیگر انسانها را به صبر و استقامت و آرامش دعوت می کنند و این همان کلام خداوند است . خدا با صابرین است .

یک خصیصه دیگر انسان این است که به رب یا معلم و مربی خود ناسپاس است و این هم جزء طبیعت ذاتی انسان است یعنی در واقع همان وجود اضداد . تفاوت میان خیر و شر ، خوبی و بدی ، روشنایی و ظلمت و .... به عبارتی تا نیروی ضد مثلاً تاریکی وجود نداشته باشد ما قادر به درک روشنایی نیستیم و در کل وجود اضداد جهت آموزش در مسیر قدم گذاشتن به صراط مستقیم است و یا برعکس آن .

انسان دارای دو صور است . صور آشکار و صور پنهان و یا صور ظاهر و باطن و همین خصیصه است که انسان را شگفت انگیز ترین خلقت الله می نامند و ما انسان ها باید در ابتدا به شناخت موجودیت خود بپردازیم و خود را بشناسیم .

همیشه باید بدانیم در چه نقطه ای قرار داریم و آن را حفظ کنیم . باید همواره در تمامی مراحل زندگی به یکدیگر احترام بگذاریم . زیرا هر سیستمی و هر گروهی برای بقای خود نیاز به احترام گذاشتن به خود و دیگران می باشد در غیر اینصورت باعث انهدام آن گروه می شود .

انسان از آمدن و رفتن ها هدفی را دنبال می کند و در واقع هر موجود یک هدف خاص را پیگیری می کند و خلق انسان هدفی خاص را در پی دارد . اما این هدف چیست و یا هدف انسان از آمدن به جهان خاکی چه می باشد ؟ جهان فیزیک اصولاً سرعتش کم است . البته این تنها انسان است که دارای دو صور آشکار و پنهان می باشد و دیگر موجودات دارای این تلفیق نیستند . یعنی این فقط انسان است در صور آشکار خود جان نثار ، خانزاد و مهربان و رئوف و .... است و صور پنهان او قاتل و جانی و آدم کش است و براحتی می تواند بنیان فردی را از ریشه بکند . بطور کلی انسان سه مرحله نباتی ، جامدی و حیوانی را پشت سر گذاشته و به مرحله انسانی رسیده است . در سه مرحله قبل صور آشکار و پنهان او یکی است و تفاوتی با هم ندارند مانند حیوانات و دیگر موجودات . تمام اعمال و کارهای آنها بصورت غریزی است و تنها دارای نفس اماره هستند . اما انسان بعد از رسیدن به مرحله انسانی صور های او جدا و متمایز می شوند و دارای سه مرحله نفس اماره – نفس لوامه و نفس مطمئنه می شود که این مرحله تنها با کسب دانش و آگاهی صورت می پذیرد و گرنه انسان مانند حیوانی است که لباس انسانی بر تن کرده است . اما نکته مهم این است که بعد از مرحله انسانی جدا از ماده و فیزیک مجدداً صور پنهان و آشکار او با هم برابر و یکی می شوند . پس همه ما انسانها باید تلاش کنیم که در این جهان خاکی با تزکیه و پالایش صور آشکار و پنهان خود را یکی کنیم و همدل و همفکر در درون و برون خود باشیم . در این حالت تبدیل به فرشته می شویم در غیر اینصورت چیزی جز شیطان نیستیم . زمانی می توانیم از خداوند طلب کمک کنیم که برای رسیدن به هدف خود تلاش کنیم و حرکت کنیم مانند ضرب المثل قدیمی که می گوید از تو حرکت از خدا برکت . زمانی به من مسئولیتی داده می شود که خود را ثابت کنم یعنی مسئولیت و وظیفه خود را به نحو احسن و کامل انجام دهم در اینصورت است که مسئولیت های بعدی به من داده می شود و این در سیستم کائنات نیز صادق است . همواره باید شاکر و قدردان خداوند باشیم .

 

تهیه نوشتار: مسافر ناصر دوستی

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ ساعت: 12:48

 

 

درختی نیست که از بادها نلرزد،

آدمی نیست که در زندگی شکست نخورده باشد

 ولی فقط ریشه دار ها هستند که میمانند‌.‌..

 

 

 

موضوع: تصاویر
برچسب‌ها: پیام هفته
نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵ ساعت: 11:1

                 

این مطلب که مربوط به تاریخ 7/2/79 است که رعد، استاد است ،دیالوگ هایی هست که در این قصه ی ما استاد وشاگرد دارند با همدیگر صحبت می کنند.

(تمام هستی مسافر است ) خیال نکنید فقط ما هستیم که مسافریم ،در کنگره ی 60 کل انسانها مسافرند ،پس همسفرها هم مسافرند،آدم ها هم مسافرند وهمه در حرکتند .مسافر فردی است که ازیک مبداء حرکت می کند وبه یک مقصد می رسد. ودراین حرکت مبداء ورسیدن به مقصد قطعا” یک هدفی را دنبال می کند.از یک نقطه ای حرکت می کنه به نقطه ای ،یک چیزی می خواد.همین جوری که بدون تفکر نیست،بدون هدف نیست.حالا هدف های متعدد می تواند باشد .می تواند هدفش زیارت باشد وبرود خانه ی کعبه ،مثلا” زیارت کند.یا هدفش این باشد که برود اروپا ودرس بخواند.یا برود لاس بگاس بخواهد بازی کند،یک هدفی را باید تعقیب بکند.می خواد بره تفرش برا گردش.یا برای مهاجرت .برای هرچی .باید یک هدفی را دنبال کند.چیزی که بسیار مهم هست که انسان هدفش را در این سفر فراموش می کندواکثرا” فراموش کرده اند.وحتی مقصد را هم فراموش می کنند .اصلا” برای مقصد ارزشی قائل نیستند .وقتی شما فکر کنید که دارید از یک نقطه حرکت می کنید ومی خواهید که برید به کرج ،یا وقتی به کرج می رسید ،کرج نقطه ی نابودی شماست ،نقطه ی مرگ شماست .نقطه ی از بین رفتن همه چیزها خواهد بود .این مسافرت چه لذتی خواهد داشت وچگونه خواهد بود.یکی فکر کنه از نقطه ای حرکت کنه وبه مقصدی می رسه ومقصد اونجا نابودیشه وهیچ چیز دیگری نیست. این از طول سفر واین همه سفر آیا لذتی خواهد برد؟جز اینکه دقیقه به دقیقه میگه کاری کنم که همه چیز از یادم بره .یک مشروبی بخورم،همه چیز را فراموش کنم ،یک مقداری مواد بزنم ،همه چیز را فراموش کنم. 5دقیقه خوش باشم همه چیز را فراموش کنم،چون آخرش نیستی است .

چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش.

ولی موقعی هست که یکی میره به مسافرت ودر سفرش یک هدفی نهفته است ،واون هدف است که به فرد قدرت می ده وتوانایی می ده .بعضی ها هستند که یک حرکتی را آغاز می کنند،به یک نقطه ای می رسند ودر اون نقطه گیج وسرگردانند.چون فرق معتاد ومسافر هم هفته ی آینده هست،ترک می کنند مواد مخدر را؛ولی تا آخر عمر همه اش معتادند.همه اش در رنج است ،همه اش در سختی است که امروزم خودم را نگه دارم.امروز هم تحمل کنم،خوب شد امروز هم پاک بودم ؛ودراون سختی های متعدد .پس همه در حرکتیم وما اگر معتقد باشیم که مقصد ما مشخص است وانسان بقا دارد وبرای انسان هیچ مرگی وجود ندارد،دیدگاه انسان،تفکر انسان ،اندیشه ی انسان،همه چیز متفاوت است .که من پایان این نقطه به کجا می رسم،این برای من خیلی خیلی مهم هست .وکسانیکه به این باور ویقین می رسند خیلی انسانهای متعادل می شوند انسان هایی می شوند که فساد نمی کنند .یک مسافر در طول مسیر خودش وقتی جنگل را می بیند ،مراتع را می بیند،دریا را می بیند ،نگاه می کند ولذت می برد.یک تکه نانی هم می خورد ولذت می برد.دیگه نمی گه این دریا ،این درختها ،باید مال من باشد.این خونه ها مال من باشه چون می دونه ،گذر داره می کنه .وباید از بودنشون لذت ببره.

 

بقیه در "ادامه مطلب"...

 

تهیه و ارسال :مسافر ناصر دوستی

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ ساعت: 13:7

سومین جلسه از دور دوازدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران. شعبه "شمس" روزهای پنجشنبه مورخ 2 دی‌ماه 95 به استادی جناب آقای علی ضیایی، نگهبانی موقت آقای محمود سلیمانی و دبیری موقت آقای مهدی علیزاده با دستور جلسه کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره رأس ساعت 17آغاز بکار نمود.

همچنین در پایان جلسه اولین سال رهایی آقای سعید رهجوی آقای ضیایی را با شکوه جشن گرفتیم. 

خلاصه سخنان استاد :

این دستور جلسه بسیار در ارتباط است با این مسئله که من در کنگره در چه جایگاهی هستم با توجه به آن جایگاهی که در آن قرار داریم می‌توانیم به سؤال پاسخ دهیم و اینکه آیا اصلا" به این باور هستم که کنگره به من کمک کرده یا نه ؟ تمامی دستور جلساتی که در کنگره 60 قرا داده‌شده است چند جهت و هدف را دنبال می‌کنند و یکی از مهم‌ترین این اهداف این است که به  ما تلنگری زده شود  و  بتوانیم جایگاه واقعیمان را پیدا کنیم  .از بارزترین صفت‌های انسان  فراموش‌کاری است. او در بسیاری  از مواقع فراموش می کند که چه افراد یا سیستم و از چه طرقی به او خدمت کرده‌اند و یا می‌کنندتا در زمینه ای خاص از جمله همین درمان اعتیاد خودمان به سرمنزل مقصود برسد .

قسمت اول این دستور جلسه که کنگره به من چه کمکی کرده است می تواند به اندازه تمامی اعضا پاسخهای متفاوتی داشته باشد و هر کسی از منظر خود و بواسطه فهم و دریافتی که از کنگره داشته می تواند به این سوال پاسخ بدهد . ممکن است مسافری تنها پیامد و کمکی که کنگره برایش داشته قطع مواد مخدر باشد و ممکن است یک نفر در کنگره به معنای کامل کلمه احیای خود و خانواده اش را مدیون کمک کنگره بداند .

زمانی که من به کنگره آمدم باوری از درمان در من وجود نداشت که چه‌بسا این نوع تفکر در بدو ورود بین تمامی اعضاء مشترک است. ولی کم‌کم این باور به وجود می‌آید و آن ایمان واقعی شکل می‌گیرد و درنتیجه محبتی را که شخص قرار است کسب نماید را از کنگره 60 دریافت می‌نماید. نظر شخصی بنده این است که بزرگ‌ترین چیزی که کنگره به من داد ، محبت واقعی بود و کوچک‌ترین آن، قطع مواد . جایگاه‌ها زمانی رنگ و بوی واقعی به خود می‌گیرد و به‌اصطلاح اصل می‌شوند که بامحبت عجین گردند.

همه امنیت، آرامش و حس خوبی که در من وجود دارد زاییده جریان کنگره 60 است. درک درستی از مسائل پیدا کردن و لمس محبت واقعی به نظر من نعمتی بود که کنگره در اختیار بنده قرار داده است. پس شایسته است فراموش نکنم چه عواملی دست‌به‌دست هم داد تا این پکیج مهربانی و محبت ، آرامش و امنیت که در خارج از کنگره دست‌نیافتنی است ، به دست من برسد.

 در مورد بخش دوم این دستور جلسه باید بگویم که هر چه ما کردیم و انجام دادیم در کنگره و برای کنگره ، همه و همه برای شخص خود من بود است و بس. بالاترین کمکی که من می‌توانم به کنگره کنم فقط و فقط حفظ ارزش‌ها است. اینکه به‌عنوان یک بچه کنگره در لحظه کنگره‌ای باشم. در هرجایی و در هر مکانی حتی خارج از کنگره هم یک کنگره واقعی باشم.

و اما در تولد یک سال رهایی آقا سعید باید بگویم :

نمی‌توان گفت کسانی که در بدو به کنگره می‌آیند از حال خوبی برخوردار هستند. سعید عزیز هم از مسئله مستثنا نبود و با مصرف بالای تریاک و حالی نامساعد به کنگره آمد. با توجه به سن و سالی که داشت و جه بسا از من هم چندین سال بزرگ‌تر بودند ، ولیکن گوش به فرمانیش بزرگ‌ترین شاخصه‌اش بود. اهمیتی که به آموزش‌ها و حضورش در جلسات می‌داد، محبتی که در لژیون به‌مرور کسب کردن و مشکلات افراد در لژیون دغدغه ایشان بود. نوسانی در سفرش جز یک مورد نداشتند و همان یک مورد باعث شد که ضربه ببیند.

این روز بزرگ و عزیز را به جناب مهندس دژاکام و خوانده بزرگ کنگره 60 ، همچنین به آقا سعید و خانواده محترمشان و کمک راهنمای هم‌سفرشان تبریک و شادباش میگویم.

آرزوی مسافر سعید :

از خداوند می‌خواهم که حداقل در مملکت خودمان مسئله پیشگیری از اعتیاد از مقاطع پایه و مدارس شروع شود تا دیگر نیاز نباشد به جنین مکان‌هایی بیاییم.

صحبت‌های مسافر سعید :

تمام این تولدها و رهایی‌ها حاوی این پیام هستند که درمان در کنگره 60 قطعی است و هیچ‌کس هم نمی‌تواند آنرا منکر شود . کنگره نه‌تنها از ما توقعی نداشت بلکه ما را به‌سلامت به این نقطه رساند. من به‌عنوان یک انسان برده و اسیر مواد مخدر بودم و همواره در نقصان. هیچ‌کس در خارج از کنگره درد ما را نمی‌فهمد و نمی‌تواند ما را درک کند.

خداوند را شاکرم بابت این قضیه که به‌واسطه یکی از آشنایان به کنگره آمدم و این مکان مقدس را پیدا کردم. تازنده هستم هیچ‌گاه محبت‌های شمارا فراموش نمی‌کنم ، بخصوص از راهنمای بسیار خوبم آقای ضیایی تشکر می‌کنم که امروز باعث بودن من در جمع شماست. از برادر لژیونی‌هایم ممنون هستم که در طول سفرم مرا یاری کردند. از سرکار خانم فروغ کمک راهنمای هم‌سفرم متشکرم که بسیار برای همسر بنده زحمت کشیدند.

صحبت‌های راهنمای هم‌سفر ، سرکار خانم فــروغ :

خداوند را شاکرم که کنگره این فرصت را قرارداد تا بتوانم در کنار مسافرم سفر کنم و به آرامش و سلامتی برسم و این لیاقت را داشته باشم که در محضر کنگره خدمتگزار باشم. خوشحالم که در چنین جشن‌هایی حضور دارم. تبریک میگویم به آقای سعید به خاطر خواست، تلاش و خروجشان از دنیای تاریکی. تبریک میگویم به آقای ضیایی و خدا قوت میگویم به علت تلاش و زحماتشان.به خانواده آقا سعید ، دختران ایشان و همسرشان خانم مهوش.

خانم مهوش بسیار متین و فرمان‌بردار بودند و هستند. بسیار مسئولیت‌پذیر و متعهد بودند به‌طوری‌که حتی یک جلسه غیبت هم بدون اطلاع نداشتند. چیزی که در خانواده آقا سعید برای من برجسته است ، دلسوزی و مهربانی این خانواده است. قطعاً همواره اینک گونه است کسیکه خیلی مهربان است همیشه نگران هم هست. نگران انسان‌های اطرافش ، خانواده و فرزندانش و همسرش است. خداوند را شکر که در طول سفر بارها و بارها شنیدم که آقا سعید خیلی تغییر کرده است و این تغییر به چشم همسرشان بسیار دیده می‌شد.

صحبت‌های هم‌سفر ، مهوش:

  بسیار تشکر می‌کنم از آقای ضیایی که همانند پسر خودم ایشان را دوست دارم. از خانم فروغ که هیچ‌گونه نمی‌تواند تشکر کنم . خداوند عمری باعزت به جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان بدهد. امیدوارم تک‌تک شما این جایگاه را تجربه کنید که جایگاهی است بسیار شیرین و وصف‌ناشدنی است. من شخصاً آرزوی یک همچنین روزی را داشتم.

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵ ساعت: 13:49

به اطلاع می رساند روز پنج شنبه مورخ دوم دیماه در محل نمایندگی شمس ، مراسم اولین سالگرد رهائی مسافر سعید میرزائی رهجوی آقای علی ضیائی را جشن خواهیم گرفت . سعید عزیز مصرفش تریاک بود و بیش از یک سال است به روش درمانی کنگره 60 بدرمان قطعی اعتیاد نائل شده .

پیشاپیش این جشن تولد را به ایشان و خانواده محترم ، راهنمای گرامی و تمامی اعضای نمایندگی تبریک و شادباش می گوییم

 

تاباباد چنین بادا

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ ساعت: 10:24

اعضای لژیون در صبح برفی پارک طالقانی ( جمعه 19 آذر )

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت: 9:25

                                                     

 

در سی دی مثلث پنهان کاری بحثی بین استاد رعد و نگهبان صورت میگیرد . استاد رعد میگوید : از پنهان کاران نباید که خوفی به دل راه داد چرا که آنها همیشه هستند ، بودند و خواهند بود. فقط ما باید که محبت را با تمام توان بین خود ودیگران جاری سازیم. چون با پنهانکاریهای بیشتر آن موضوع همانند گنداب و مذابی به بیرون فوران کرده ونمایان خواهد شد.

پنهان کاری عملی ناشایست است زیرا روزی آشکار خواهد شد و جز رسوایی چیز دیگری برای پنهانکار نخواهد داشت . پنهانکاری خود یک مثلثی را تشکیل میدهد که قاعده آن تشکیل شده است از موضوع پنهان شونده و اضلاع دیگر آن را هم فرد پنهان کار و شخص و یا اشخاصی که باید از آن موضوع پنهان بماند تشکیل شده است.برای پنهان نگه داشتن چیزی ما باید که نیروی زیادی را صرف کنیم . همانند نگه داشتن هندوانه ای در زیر آب حوض با دست که آن هم انرژی زیادی را میطلبد. همچنین درصد بر ملا نشدن موضوعی را که فقط خودمان میدانیم حدود صد درصد است ولی در زمانی که ما آن موضوع را به یک نفر دیگر گفته باشیم درصد آن به پنجاه خواهد رسید و به همین ترتیب هر چه نفرات آگاه به موضوع بیشتر شود درصد فاش شدن آن هم نزول خواهد کرد.

معمولا مدیران برای اداره یک سازمان ویا یک کشور اطلاعاتی را پنهان میکنندکه دراصل به صلاح آنهاست و این مسئله مهمی برای آنها میباشد. در بعضی از کشورها بعد از بیست یا سی سال یک سری اطلاعاتی را که دیگر خنثی شده است را برای عموم مردم برملا میکنند. موضوع دیگر این که ما نمیتوانیم یک سری چیز ها را پنهان نگه داریم مثلا خوراکی ها را . چرا که مثلا برنج یا یک تکه برگه زرد الو بعد از مدتی خوراک کرم ها و یا شته ها شده و آن ها نمایان میشوند.

موضوع دیگری که در سی دی گفته میشود آزادی میباشد گه مونتسکیو در رابطه با آن میگوید : آزادی آن چیزی هست که به آزادی دیگران لطمه نزند. ما نمیتوانیم تحت عنوان آزادی بیان به کسی یا کسانی تهمت بزنیم ویا ناسزا گوییم . کوروش کبیر شاه ایران هر جا رو که فتح میکرد با احترام وارد اماکن مذهبی آنجا میشد. ما باید به همه احترام بگذاریم حتی به گاو پرستان هندی و نباید که آنها را مسخره کنیم. یهودیان همواره در تمام کشورهای اسلامی به راحتی و با احترام زندگی کردند ولی همین یهودیان در اروپا مورد تمسخره بعضی از افراد اروپایی قرار میگیرند.

استاد رعد در مورد ساختمان جسمی میگوید: انسان در حالت بیداری جسم و روانش با همند و پنج حس ظاهری کار میکند ولی در حالت خواب جسم تنهاست و نفس از جسم جدا شده و همینطور پنج حس ظاهری دیگر کار نمیکنند. در مورد جسم ، احساس ، نفس میتوان سه بخش را مورد برسی قرار داد.بخش اول نهاد است که خود بخش اصلی هر انسان میباشد همانند دایره ای کوچکیست که خواسته هایش را میخواهد که بر طرف کند.

بخش دوم اگو میباشد که پیرامون ان قرار دارد و کار آن حفظ نهاد و به چالش کشیدن ، برای حفظ بقا آن است و بخش آخری آن سوپر اگو میباشد که دوروبر آن را پوشش میدهد. سوپر اگو مافوق اگو میباشد.سوپر اگو از بیرون موجودرا تحت تاثیر قرار میدهد مثلا این که والدین به بچه های خود آموزش بدهد ویا بچه ای که تحت تاثیر تعلیمات اجتماع خود قرار میگیرد.

                            

تهیه و ارسال: مسافر علیرضا انصاری

 

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت: 9:17

مسافر سیگار مهدی قطبی نژاد

مسافر سیگار حسین نباغ

مسافر سیگار  کمال موسوی

 

*********

روز چهارشنبه در محل آکادمی سه تن از مسافرین لژیون ویلیام از آقای مهندس گل رهائی از نیکوتین گرفته و بصورت رسمی وارد سفر دوم شدند این رهائیها را به آقا کمال ، حسین و مهدی عزیز و همگی اعضای لژیون  تبریک و شادباش می گوییم

تاباد چنین بادا

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ ساعت: 11:52

تیم فوتبال ( نمایندگی شمس 1 ) که متشکل از اعضای لژیون آقای علی ضیائی هستند درادامه مسابقات جام سردار کنگره 60 در پارک طالقانی موفق شد در دومین بازی خود نیز برنده بازی باشد . در این بازی که در زیر باران پاییزی برگزار شد این تیم موفق شد تیم نمایندگی ارتش را با حساب سه بر یک شکست دهد و جایگاه خودرا در رده اول گروه یک مسابقات تثبیت کند .

این تیم در هفته اول مسایقات موفق شده بود تیم نمایندگی استاد معین1 را با نتیجه یک بر صفر شکست دهد.

نويسنده :مسافر احسان
تاريخ: شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ ساعت: 9:55

رهائی مسافرین عزیز آقایان کمال ، حسین و مهدی از بند نیکوتین با دستور مهندس دژاکام در پارک طالقانی

( جمعه 12 آذر ماه )